اعتراض

شاید ساده ترین و بارزترین تعریف آزادی، اجازه داشتن برای انتقال فکر و اندیشه باشد.دانستن حق البته نیاز هر انسانی است و آگاهی و آشنایی با اندیشه و عقاید گوناگون سبب میشود،انسانی آگاه از دل جامعه بیرون بیاید.انسانی که دیگر تبعیت کننده صرف نیست و صلاح کارش خود را انتخاب میکند.حال اگر حق آزادی به معنای آنچه در بالا ذکر شد سلب شود، به دنبالش اعتراض و دادخواهی به همراه دارد.پس به جرات میتوان گفت اعتراض زاییده عدم آزادی ست.

متاسفانه در اکثر نقاط جهان به جای واکاوی دلایل و چرایی اعتراض ها،سرکوب را به عنوان اولین واکنش به اعتراض برمیگزینند.گاهی در لا به لای این سرکوب ها خواسته یا ناخواسته خونی هم ریخته میشود،که این مسئله شاید در کوتاه مدت از شدت اعتراضات بکاهد اما با گذر زمان حتی باعث تغییر ماهیت و جنس اعتراض ها میگردد.اعتراضاتی که تا دیروز ،اعتراضات مدنی یا واکنش به وضع اقتصادی جاری بودند جای خود را به خواستهای سیاسی تند و تیزی میدهند.در این بین گه گاه دولت ها و حکومت ها جا به جا میشوند و ملت سرود ظفر و پیروزی میخوانند،در اکثر موارد هم دولت ها با توسل به هر اقدامی مانع از توفیق ملت میگردند.ریشه اصلی همه اینها این است که همیشه واژه اعتراض هم وزن شورش و بلول معناشده و در نتیجه معترض یک اوباش و آنارشیست تلقی میگردد که تنها راه مقابله با وی سرکوب است و سرکوب است و سرکوب.البته گاهی خیلی از خود معترضین هم اعتراض را به سان شورش و بلوا میپندارند و اولین اقدامشان در تجمعات اعتراضی شکستن شیشه و درگیری با گارد است.

اگر کمی عمیقتر به ماجرا نگاه کنیم ، میتوان هم دوطرف را مقصر دانست هم طرفین را تبرئه کرد.دسته اول یا همان گروه معترض برای احقاق حق پایمال شده خود و رسیدن به آزادی مدنی  معترض هستند و دسته دوم که سرکوبگران دولتی مباشند،برای در امان ماندن جان و مال سایر مردم و برقراری آرامش تمام تلاش خود را میکنند.مشکل اینجاست که دسته اول اعتراض کردن را خوب نمیدانند و دسته دوم واکنش به اعتراض را.

مدرسه و دانشگاه خود بهترین مکان برای پروش اعتراض و روحیه اعتراضی است.اگر دانش آموزان و دانشجویان مادر مدرسه و دانشگاه بیاموزند که در چه زمانی  و به چه نحوی اعتراض کنند و همچنین در مقابل اعتراض سایرین چگونه عکس العمل نشان بدهند،دیگر زمانی که در قالب یک مدیر یا مسئول تکیه بر میز ریاست زدند واکنش معقولی نسبت اعتراض خواهند داشت.چرا که در دانشگاه آموخته اند که گاهی باید اعتراض را پذیرفت،باید اعتراض را ریشه یابی کرد،دیگر میدانند برخورد سرکوبگرایانه یا برخوردهای حذفی با جماعت معترض نه تنها مشکل را حل نمی کند بلکه زمینه ساز اعتراضات عمیقتر  و همگیر تر میشود.

باید این مسئله برای ملت ها و دولت ها جا بیفتد که اعتراض نشاندهنده پویایی یک جامعه است و جامعه بی معترض جامعه ای مرده است که در آن ملتش دچار روزمرگی و تکرار مشکلات است و دولتش هم در سراشیبی زوال و اضمحلال قرار دارد.دولت ها اگر بپذیرند که اعتراضات مردمی نه تنها منجر به براندازی آنها نمیشود ،بلکه یک توفیق اجباری است که به پایداری حکومتها کمک کند.در اکثر اعتراضات  دنیا هیچگاه عامه مردم خواست های سیاسی نداشته و ندارند،این واکنش و پاسخ غلط حکومتها و دولتهاست که از یک اعتراض مدنی  ،اعتراضی سیاسی میسازند.آن وقت است که دولتها از ترس از دست دادن تاج و تخت شان دست به هر عمل سرکوبگرایانه ای بزنند تا  آتش اعتراض را خاموش کنند، و چه بسا اولین قربانیان این آتش خودشان هستند.

 

/ 16 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ذبیح الله میقانی

سلام و وقت بخیر اعتراض باعث هم افزایی میشه و باعث توجه به مسائل اصلی تر میشه باعث شفاف سازی میشه و در مجموع باعث برقراری عدالت میشه

مهدیس

سلام آآآآآآآآآآآآآآآپپپپپپپپمممممممممممممممممممم

ماهان عمید

سلام در جایی از این متن نوشته اید : اعتراض زاییده عدم آزادی است. و در جایی دیگر تصریح فرموده اید :اعتراض نشاندهنده پویایی یک جامعه است بنابراین دو نوشته اساسی متن می توان دریافت هرچه جامعه آزادی کمتری داشته باشد ، پویا تر است که این خیلی هم خوب است . باتشکر . ضمنا بابت توجهات آنجانب به آوردگاه مجازی(وبلاگ) اینجانب کمال تشکرات واسعه را دارم .

دنیای بیکران (سارا و امین)

سلام به نظر من اعتراض آگاهانه و به موقع می تونه مانع خیلی از اشتباهات بشه .

الهه موسوی

سلام امیررضای عزیز . پست شهر سوخته ات خیلی قشنگه . چه خوب طنز می نویسی . انشا الله همیشه بنویسی و همین طوری خوب هم بنویسی . [گل]