به عدد شهدا زمین را از درخت سبز کنید

کاش ماجرای ساخت پارک موزه جنگ در ناهار خوران مانند مناقشه بافت تاریخی گرگان پیش از 12 اسفند رخ میداد!

در ماجرای  ساخت پارک موزه جنگ در جنگل ناهارخوران گرگان، انتظار داشتم نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی لب به سخن وا کنند، ناصری نماینده سابق که پیشتر نیز دغدغه چندانی در جهت توسعه گرگان نداشت به فضل الهی همان اندک دغدغه اش هم برطرف گردید و شخص دیگری جایگزین وی شد که احتمالا مناسبتر از ایشان خواهد بود، و از آنجائی که این عزیز نورسیده (عیسی امامی) دوران گذارِ رسیدن به کرسی مجلس را می گذراند ترجیح داده که در این وانفسا دم برنیاورد تا تراز استقلالش به سمت چپ یا راست سنگینی نکند. اما درعوض سید علی طاهری که مجددا ملت به ایشان اعتماد کرده است نظراتی در مورد این واقعه جانگداز ایراد کرده اند که به عقیده حقیر از ایشان بعید بود.

ایشان در خبری که از طریق خبرگزاری فارس مخابره شده اعلام کرده اند از مدافعان محیط زیست می خواهد در مقابل زمین خواری آقازاده ها هم اعتراض کنند. ایشان بی آنکه به اتفاقاتی که در تپه نورالشهدا در حال انجام است اشاره کند از اینکه این موضوع ریختن آب در آسیاب رسانه های معاند شود ابراز نگرانی کرده اند.

حجت السلام ولمسلمین سید علی طاهری - نماینده مردم گرگان و آق قلا در مجلس 

اما جناب طاهری، نمی دانم از زمان آغاز خاکبرداری به محل مناقشه سر زده اید یا خیر، هر کس که رفته از خودی گرفته تا نخودی! یک چشمش اشک شده و دیگری خون! با گوش های خود نفرین های مردمی که در صحنه حاضر بودند را شنیدم. بد نیست اگر فراغت حاصل گردید سری به آنجا بزنید شاید اشک تاثر چشمان شما را نیز تر کند.

از این جماعت وسیع که نگران اضمحلال محیط زیست شان هستند یک نفر به چند سوال یک شبکه فارسی زبان پاسخ داده، بر فرض خطا بودن این حرکت آیا عدالت این است که گناه آن یک نفر را به پای دیگران نوشته و دلسوزان جنگل را که مانند شما دلسوز این مملکتند را با یک چوب بزنید و همه آنها را افرادی غرض ورز بخوانید؟! مگر نه این است که جنگلها و در کل محیط زیست شریان های حیاتی این کره خاکی هستند، پس اگر این چنین خود کمر به نابودی این شریانها ببندیم دیر نخواهد بود که قلب تپنده زمین سکته کند و همه ساکنانش را مشمول یک سرنوشت مشترک کند.

با این جمله حضرتعالی که مدافعان محیط زیست در موارد مشابه اعتراض نمی کنند مخالفم اما بیایید حفاظت از ناهار خوران را تبدیل به نمادی از صیانت از سایر جنگل ها کنید. چه خوب میشد اگر اعلام میکردید ما به احترام خون سرخ شهدا نه تنها از ساخت پارک موزه منصرف شده ایم بلکه می خواهیم از سرخی آن خونهای پربرکت زمین خدا سبز کنیم از درخت، درختانی که هر کدامش میشود یادی از یک شهید.

در پایان، مطلب قابل تامل نشریه پژواک سخن  را از وب سایت این نشریه خواندم. ظاهرا نگارنده تکلیفش با خود ابدا معلوم نبوده و از هر جا که دلش خواسته سخن گفته. واقعیت این که اول گمان کردم بنده خدا فکاهی نوشته که الحق اگر چنین بود فکاهی و طنزی قوی از آب در می آمد اما در ادامه دیدم منظور این عزیز دل ما کاملا جدیست و ذره ای هم شوخی با احد الناسی ندارد. این لینک را می گذارم نه از آن جهت که آن را بخوانید چرا که خواندش با روح و روان آن کار را می کند که نادرشاه افشار در زمان کهنسالی با پسرش کرد اما، خلاصه اینکه بخوانید فقط مسئولیت عواقبش با خواننده خواهد بود؛ تمام.

/ 4 نظر / 18 بازدید
امین و مهشید و ...

[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] سلام دوست عزیز اومدم که دعوتت کنم به وبلاگ شخصی ما سه تا ... امین و مهشید و خدا 12 اردیبهشت 91 افتتاح شد وبلاگمون همه حرفای ما اینجا نوشته میشه ، وبلاگی که هدفش تجربه لحظات امید و آرامشه حرفایی کاملا متفاوت و نو ... امیدواریم روزهای قشنگی رو در کنار شما بسازیم حضور شما رو صمیمانه خوش آمد میگیم www.ma3ta.com

علي اكبر فرقاني

متاسفم از مسوولان

پسر گلم

خب اينا كه الان دارن به تعدا شهدا درخت از زمين برميكنن!!![ناراحت]

موذن

زمان کودکی هامان وقتی سرکلاس معلم درس می پرسید و بلد نبودیم در مقابل مواخذه او ، قیافه حق بجانب می گرفتیم و می گفتیم آقا اجازه حسن هم بلد نیست . آقا اجازه اسفندیار دیروز شیشه خانه پری رو شکست . آقا اجازه . . . آقا اجازه . . . آقا اجازه . . . تا معلم یادش می رفت که ما برای چه اومدیم پای تخته از ما تشکر هم می کرد و می رفتیم سرجامون می نشستیم . [گل][گل][گل][گل]