نفس ما را نگیرید!

دست از تخریب جنگل ناهار خوران گرگان بردارید!

تعریف شما از " آسیب" چیست؟ شمایی که ادعا می کنید ساخت موزه دفاع مقدس آسیبی به منابع طبیعی وارد نمی کند، به نظر شما این حجم عظیم خاکبرداری در جنگل آسیب رساندن به جنگل قلمداد نمی شود؟ آن هم در جنگلی که سالهاست به انحای مختلف در مسیر نابودیست و به جای آنکه نهالی نوپا در آن بکارید و از این زوال رهایی اش بخشید، اینچنین تبر و تیشه را به ریشه اش می زنید و با چسباندن برچسب محدوده "کمترین رویش درختی" وجدان خود را به خاطر این خطا اغنا می کنید. اما از خود پرسیده اید چرا جنگل ناهار خوران و النگدره و بسیاری از جنگلهای استان و کشور زایش که ندارند هیچ، غالبا ریزش دارند؟

آیا اینها آسیب نیست؟!!

در این فرآیند تخریب نرم (نابودی تدریجی جنگل ها) حتی اگر انسان دخالت مستقیم و عمده هم در تخریب نداشته باشد و صرفا این سناریوی نابودی را به نظاره بنشیند نهایتا پس از گذشت چند دهه از جنگل فقط خاطره اش می ماند. حال در این اوضاع اسفناک جنگل هایمان، عده ای (اگر چه با نیت خیر) آمده اند که به اسم عزیزترین فرزندان این سرزمین، فرشی از نابودی خاک بگسترانند و جنگلی که در لبه پرتگاه نیستی است را با تلنگری محکم! به قهقرا بفرستند.

درخت ها و جنگل ها، رگ های حیاتی این کره خاکی هستند، حتی شاید بتوان گفت این ساقه های سبز نفس ما هستند، این همان نفسیست که به قول سعدی: "چون فرو مرود ممد حیات است و بیرون که می آید مفرح ذات، پس دو شکر بر این نعمت واجب است"، حال که از شکر این نعمت غافلید کفران نعمت نکنید و نفس ما را نگیرید، به مقدساتتان قسم نفس ما نگیرید.

 نه آقازاده ای پرنفوذم و نه ردای حکومت و جبه همایونی بر تنم است، پس خود نیک آگاهید که نه زورم به شما نازینان می رسد و نه فریادم که لا به لای  این کلماتِ آمیخته در سکوت است، اما اگر احیانا دست تقدیر باد صبا را مامور رساندن این چند کلمه به گوش مبارک شما کرد، دوباره و چند باره، فروتنانه و خاضعانه در خواست می کنم جنگل ما را، در ختان مارا، نفس ما را از ما نگیرید.

 

/ 6 نظر / 15 بازدید
مجیدزاده

پاراگراف اخر چه توصیف خوبی از وضع ما بود

محمد

با سلام مثل اينكه دست روي دلمان مي گذاري خوشت مي آيد؟؟ دوست عزيز، ما هر هفته به جنگل هاي ناهار خوران ميرويم ، پيش خودمان كه حساب كرديم تا چند سال ديگر جنگلي نمي ماند!!! آنانيكه جنگل را با خاك يكسان مي كنند نه از اسمانها امده اند نه از زير زمين ، كار كار همين مسئولين ماست. در هر صورت ما كه دستمان به جايي نمي رسد و تنها كارمان اين است كه هر هفته با اين درختان عكسي بگيريم تا آيندگان بدانند روزي روزگاري در ناهار خوران جنگل بود مثل تپه هاي هزار پيچ!!!

شهروند

http://wnagorgan.blogfa.com/post-107.aspx

گنجی

الهی زنده باشی خیر ببینی از جوانیت دست به هرچه بزنی برایت جواهر شه ننه ، این ها که درخت نبودند یک مقدار خار و خاشاک بودند که جمع و جورشان کردند چقدر جوش میخوری ، بچه از گزسگی مرد ، شیرش خشک نشه میدانی که از انتظار زیر پایت علف سبز میشه پس آنقدر صبر میکنیم تا دوباره علف ها سبز بشوند صابر باش خروش مکن آرام این نیز بگذرد شاد باش و دیرزی

گنجی

جناب رضایان گرامی سلام و خدا قوت دل سوخته را سیخ نمی زنند! عزیز دل برادر""آنجا که کس است یک حرف بس است"" خواب رفته زود بیدار میشود ولی آنکه خود را به خواب زده بیدارکردنش سخت است مگربا... شاد باش و دیرزی