خدا به داد برسد

تازه بازی استقلال و سپاهان تمام شده بود و من خوشحال از سوخته شدن دماغ خوش قواره غلام عنایتی و امیر قلعه نوعی،مشغول نوشتن خزعبلاتی آغشته به نفت، برای آن وبلاگ دیگرم بودم.آنچنان در عمق نوشتن بودم و باز داشتم توطئه چینی میکردم تا زیر آب یکی دیگر از مدیران زحمت کش را بزنم که ناگهان زمین چون گهواره دوران کودکی ام شروع به لرزیدن کرد.اول گفتم توهم فانتزی است و اما توهمش آنقدر واقعی بود که در طرفه العینی،به سان تیری که از چله کمان رها گشته به داخل حیاط جهیدم.بنا به وظیفه خطیر آگاهی بخشی،به سرعت خبر زلزله را صفحه فیس بوک و توییتر خود،به گوش خلق الله رسانیدم،باشد که ملتی آگاه گردند.

بسیار خسته و کوفته بودم،که آرام آرام پلکهایم ثقیل شد و به قول فرنگی مابان ، مغزم پیغام shut down داد و خوابم برد.با صدای همهمه مردم از خواب برخاستم.جمعی را دیدم که دور یک بنده خدا را گرفتند و با هر کلمه ایشان،برایش سوت و کف و بعضا شعار میدهند.نزدیکتر که رفتم صدا را شناختم،باز نزدیکتر که شدم کیفیت تصویر هم بهتر شد و تمثیل مبارک اسفندیار جان رحیم مشایی را دیدم.دیدمش ردای لیبرالیستی به تن آراسته و مرتب برای ملت افاضات میفرماید.در پاسخ به یکی از عزیزان جوگیر که از ممنوع شدن پخش آثار افرادی چون شجریان و مدیری سوال فرموده بود،با شدت و حدت خاصی که تا قبل از آن هیچ بنی بشری ندیده بودم جواب داد:"ربنای شجریان میخواهید؟طنز مدیری میخواهید؟اینها که چیزی نیست،اگر من رئیس شوم امر میکنم برایتان . . . هم پخش کنند!".که اینجا با ابراز احساسات شدید و غیر قابل کنترل مردم مواجه میشود و ملت در پاسخ به این فرمایشات مملو از در و گوهر ایشان،وی را با شعار هایی هچون "مشایی بت شکن . . .بشکن" بدرقه فرمودند.

ما که تا اینجا نظاره گر معرکه این عزیز بت شکن بودیم،آزرده خاطر از انواع و اقسام فرآیند های انتخاباتی،عطای ایشان را به لقایش بخشیدیم و ره منزل در پیش گرفتیم.سر کوچه که رسیدم چشمم به یک آشنا افتاد و گفتم کمی با وی صحبت کنم بلکه آرام شوم.

با خنده گفتم:"به به مسعود نمکی!!ببخشید ده نمکی!!"

با حالت خاصی نگاهم کرد و گفت:"برو،مزاحمم نشو که الان کلی کار دارم."

گفتم:"چیه بابا،کلاس میذاری؟دیگه یه اخراجی ها ساختن که اینقدر کلاس گذاشتن نداره!!."

گفت:"اخراجی ها کیلو چنده؟!اینی که میبینی فیلمنامه هالک سه(Incredible Hulk 3)."

گفتم:"چیییییی میگی؟؟؟(با طعنه)بازیگراتم انتخاب کردی؟!"

گفت:"همون اکبر عبدی و دو سه تا دیگه از بچه ها،شاید خودمم بازی کردم."

بهش گفتم:"بابا بی خیال شو!هالک سبزه میدونی پس فردا واست چه حرف و حدیثایی در میارن؟؟تازه هالک پره از صحنه های فسق وفجور!!این هام هیچی ناشر قبلیش یه کمپانی صهیونیستی بوده!!وارنر بروس!!بازم بگم!!!!!!"

یک نگاه عاقل اندر سفیه کرد و گفت:"اولا بی خیال نمیشم.دوما دادم بجه ها هالک رو بتونه بزنن فردا هم یه رنگ مشکی متالیک میزنمش،چش دنیا رو کور کنه.سوما فسق و فجور هم گاهی وقتا لازمه البته حواسم  هست مصداق گناه نشه یه وقت.چهارما،ته فیلم بچه ها قرار یه ربع "مرگ بر اسرائیل" بگن که اابته این قسمت صرفا جهت تنویر اذهان عمومیه."

این دفعه من که هاج و واج داشتم این خزعبلات  را گوش میکردم،یک نگاه عاقل اندر سفیه آبدار به وی کردم و بدون آنکه کلامی از تپانچه دهانم شلیک شود،راهم را کج کردم.دلم میخواست چند کشید آب نکشیده حواله صورتش میکردم که دیدم مصلحت نیست،در راه مرتب داشتم بهش فحش های چارواداری میدادم که صدایی منو سرجام میخکوب کرد.

صدا گفت:"اوهوی کچل!!هو وایستا بینم!!"

برگشتم ببینم کدام موجود شیٌ عجیب است که این چنین پرت و پلا نثار هیکل مبارک ما میکند.گفتم:" سیاهی کیستی؟"

پاسخ داد:"پارسی کولا!!"

این را گفت من و آن صدای مجهول الهویه غهغه بنا کردیم به خندیدن،حالا نخند و کی بخند.

ناگهان دوزاری مان افتاد که کجا هستیم با صدای غرایی به آن شی عجیب گفتم:"رو آب بخندی کچل!!"

گفت :" احمق،میدانی من کیم که این چنین بی احترامی میکنی؟!"

گفتم:"هر کی میخوای باش،واسه ما رقمی نیستی !"

این بار صداش ترسناک تر شده بود.گفت:"من لولو ام،همون که . . . برده،حالا فمهیدی کچل؟"

سکوت مرگباری میان من و لولو حاکم شده بود.گفتم:"لو..لو. .لولولولولولولو!!!!!!"این را گفتم نعره ای از خوف و ترس زدم از خواب پریدم.عجب خواب خوفی دیده بودم.هنوز باورم نشده بود که داشتم خواب میدیم.باید برای سحر بلند میشدم.نمیدانم از ترس ناشی از زلزله بود یا از عواقب ناپرهیزی درصرف افطار.صدای رعد آسمان هم آنچنان بود که لرزه ای هرچند  ضعیف بر پیکر ساختمان ایجاد میکرد.

تعبیر خواب هر چه باشد ما به فال نیک میگیریم.اما تا به حال که گل و بلبل و حورالعین بهشتی در خواب میدیدیم این بود وضع ما،خدا به داد برسد.

/ 21 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
احساس

سلام عجب خوابایی ؟؟؟؟؟؟؟؟/[تعجب] بهتر اصلا پی تعبیرش نباشین

m&j

بقیه خوشحالی ات رو بذار واسه رییس جمهور بعدی!

گرگان نامه

عجب خواب تامل برانگیزی ؟؟؟!!! حالا مطمئن هستید که خواب بوده ؟؟[گل][گل][گل]

عظیم

خوابی که دیدی تازه از نتایج سحر بود. باش تا صبح دولتش بدمد.!!! هفته دولت مبارک باد!!!!!!!!!!

ابوطالب ندری

درود چون مسافرم نتونستم کل ش رو بخونم و می دنی مسافر هم می تونه روزه و ... نگیره ! چه ربطی داشت !!! البته کمی ربطش دادیم که بهانه ای برای نخوندن اوردم. شاد باشی و سلامت

الهه موسوي

سلام . سه نفر كشته در سيل اخير گلستان در وبلاگ بنده[گل]