برخورد اندیشه ها میان نادر و سیمین

قبل از ذکر هر کلمه ای بر خود واجب و لازم میدانم اصغر فرهادی را به خاطر نگاه تیزبینانه و عمیقش به بدنه جامعه مورد ستایش قرار دهم.سینمای ایران باید به خود ببالد که چنین خورشیدی از زیر خاکستر سینمای فیلم فارسی قد علم کرده تا بلکه غبار از سر و روی سینمای سخیف و دم دستی ما بزداید. به جرات باید گفت این فیلم شاخه گلی در زمستان ذوق و اندیشه سینمای ایران است.

فیلم لحظه به لحظه با بیننده در تعامل است و لحظه ای نیست که بیننده را به حال خود رها کند.تمامی سکانس ها معنی دار هستند، تیتراژ آغازین که کپی شدن مدارک نادر و سیمین است یا حتی نگاه های ملتمسانه و دردناک پدر بیمار نادر،حتی سکوت بازیگران همه پر از معنا و مفهوم است.


سیمین(لیلا حاتمی) زنی نسبتا متجدد و امروزی ست که زندگی در شرایط فعلی کشور را برای خود و دخترش خطرناک می داند دست به هر کاری می زند تا از کشور خارج شود. اما از آنجایی که نادر(پیمان معادی)، همسر سیمین مخالفت می کند کارش به تقاضای طلاق و دادگاه می کشد،کاری که در طول فیلم مشخص می شود تقریبا علیرغم میل باطنی اش است. نادر که برای نرفتنش به قول خود هزار دلیل دارد، مسئولیت پدر بیمارش را بر دوش می کشد، اما به دلیل مشغله کاری مجبور میشود زنی را برای پرستاری از پدرش استخدام کند.زنی که در ادامه داستان محوریت داستان روی او می چرخد.

فیلم ضرباهنگ تندی دارد به طوری که اگر لحظه ای ذهن تان از فیلم منحرف شود،لایه های زیرین فیلم را از دست می دهید، بنابراین پیشنهاد می کنم انفرادی به سینما بروید.

فرهادی تیزهوشانه کنایه ای به بازار خراب کفش می زند و هجوم افسار گسیخته کالاهای چینی را محترمانه به باد انتقاد میگیرد. محترمانه می گوید مردی(شهاب حسینی) که به خاطر این اوضاع دو سال  بیکار شده، شرایط بد روحی و روانی به مشکلات عدیده اقتصادی اش افزوده شده و کارش به آنجا کشیده که زن حامله اش دور از چشم او کار کند. شوهر این زن (شهاب حسینی) بیش از آنکه ناراحت سقط شدن بچه اش باشد دنبال راهی برای خلاص شدن از شر طلبکارهایش می گردد،ولی برعکس، همسرش که به شدت بر اصول اعتقادی خود مقید است و فیلم هم به وضوح این را نمایش می دهد ،رضایت نمیدهد پولی برای سقط شدن جنینش بگیرد.حتی در سکانس های انتهایی فیلم که نادر می پذیرد پول را به شهاب حسینی بدهد، زنش زیر بار نمی رود و راضی نمی شود به خاطر شکی که دارد دست بر قرآن بگذارد و قسم دروغ بخورد.

به نظر من فرهادی در این فیلم اندیشه و تفکر ها را به جان هم می اندازد و خود بی آنکه جهت دهی کند تیز بینانه به نظاره این دعوا می نشیند و بیننده را وادار به تفکر و تامل می کند.نکته جالب نگاه مساوی و بیطرفانه فرهادی به همه نگرشها و طرز فکر های مطرح شده در فیلم است. از طرفی فیلم جدال بین دو نگرش سنتی و نسبتا و متجددانه نادر و سیمین را روایت می کند و از طرف دیگر دعوای بین زن و شوهری که یکی دینش را حراج دنیایش می کند تا بلکه طلبکارها رهایش کنند و دیگری که حتی مرگ جنین 4 ماه اش باعث نمی شود تا به دروغ دست روی قران بگذارد، دیدنی و بسیار باورپذیر از کار درآمده.

به عقیده من شاهکار فیلم در معرفی شخصیتی به نام ترمه، دختر نادر و سیمین است.ترمه که در جدالی تمام نشدنی میان دو نگرش قرار گرفته به نوعی وجدان بیدار نادر و سیمین است. وقتی نادر سعی میکند دروغ بگوید ترمه چندین بار و طی سکانس های مختلف این مطلب را گوشزد می کند و به او می گوید:"تو واقعا نمی دانستی که او حامله است؟".ترمه بارها اشتباهات پدر و مادرش را به آنها گوشزد و میکند و به طور کلی شخصیتی است که تلاش می کند دو نگاه متفاوت نادر و سیمین را به هم گره بزند و فارق از آنکه طرفداری کسی را بکند سعی دارد وجدان های خفته را بیدار کند.

در سکانس آخر فیلم قاضی از ترمه می خواهد بین والدینش یکی را برگزیند، قاضی از نادر و سیمین میخواهد دادگاه را ترک کنند تا ترمه راحتتر جوابش را بیان کند. اینجاست که فرهادی فیلم را آگاهانه  تمام می کند.تیتراژ پایانی فیلم صحنه ای را نشان می دهد که نادر در یک سو و سیمین در طرف دیگر راهرو دادگاه منتظر پاسخ دختر 11 ساله شان هستند.فاصله ای که در تیتراژ پایانی میان نادر و سیمین نشان داده شده شاید بهترین ترکیب برای پایان چنین فیلمی باشد.به هر حال فیلم با چنین صحنه ای تمام می شود و انبوهی از سوالات بی پاسخ را ذهن بیننده می کارد و باعث می شود برای چند لحظه هم که شده  به آنچه در فیلم گذشته فکر کند.مطئمنا برای فرهادی هم مهم نیست و نبوده که بیننده از فیلمش چه نتیجه می گیرد و برداشتش چیست،به نظر من فرهادی همین که توانسته بیننده را به فکر وادارد کارش را تمام و کمال انجام داده و به قول هوشنگ گلمکانی عزیز شاهکاری در سینمای ما خلق کرده.

پی نوشت: پیشنهاد می کنم که نقد محمد طبرسا(آموزگار و کارشناس سینما)، نویسنده وبلاگ فیتزکارالدو را هم در باره فیلم جدایی نادر از سیمین بخوانید.

/ 9 نظر / 17 بازدید
فیتزکارالدو

به نکات خوبی اشاره کردید..".ترمه وجدان بیدار نادر و سیمین است" و سپاس برای معرفی مطلبی که درباره ی این فیلم نوشته شد[گل]

مریم نبوی

ما که هنوز قسمت نشده بریم ببینیم ولی از بس تحلیل هاش رو خوندم دیگه فیلم رو حفظ شدم!!

پسر گلم

نقد كه نه! تحليل خوبي بود، كلا فيلمهاي اصغر فرهادي اينجوريه كه نتيجه كاملا بر عهده مخاطبه فيلمه با توجه به نوع نگرش و نگاهش به فيلم![گل]

امیر مسعود

سلام به امیر رضای گل از روز که توی نمایشگاه باهات آشنا شدم هنوز نیومد وبلاگت تا از مطالبت استفاده کنم - وبلاگت خیلی باحاله از ین نظر که تو هم عین خودم منتقدی.دمت گرم پسر خوب مینویسی.راستی به جز اینکه دلنوشته و شعر مینویسم تو دو وبلاگ nafasekhis.blogfa.com و amr7.blogfa.com جديدا هم يه وبلاگ سياسي به آدرس siyasatema.blogfa.com راه انداختم خوشحال ميشم نظر بدي .

آقا بزرگ

تا حالا فرست نشده که برم ببینم ولی بیشتر راغب شدم به دیدنش.ممنون.

خاطرات من

به نظر من هم بهترین فیلمی بود که ساخته بودن [گل]