احیای فرهنگ گرگانی با دستان خالی

این روز ها گرگان ایام سیاهی را پشت سر میگذارد،اتفاقاتی که محترمانه ترین نامی که میشود بر آن نهاد بی مهری به شهری ست که همچنان تنش ملبس به نشانه هایی از سالیان دور است.شهری که بزرگترین گناهش مهمان نوازی و جای دادن به اقوامی است که اغلب سنخیتی با این خطه نداشته و ندارند.متاسفانه گرگان، به رغم دارا بودن از تمامی المان های یک فرهنگ اعم از گویش ، آداب و سنن،بازی های محلی و سرود ها و ترانه های محلی اما در جشنواره اقوام جایی ندارد.خطه ای که غنای تاریخی آن به سالها پیش از میلاد مسیح(ع) بر میگردد،امروز فرهنگش عزلت نشین صندوقچه خاطرات سالخوردگان شهر شده و میراثش آماج چکمه های بی همتان بی دولت.نادیده گرفته شدن آن فرهنگ شیرین از سوی مسئولین امر اگر چه تاسف بار و متاثر کننده بود اما تاسف واقعی را آن زمانی خوردم که خبر دستور تخریب بافت قدیم گرگان را شنیدم.محله هایی که اگرچه برای اغیار و آنانکه از آن سوی کوهها به اینجا روان شده اند بی ارزش باشد،اما برای گرگانیان و گرگاندوستان سراسر عشق و احساس است.محله هایی که به جبر زمان گرد پیری بر قامتشان نشسته را بافت فرسوده می خوانند و در عوض آنکه حکم بر بهسازی اصولی آن  بدهند،هر روز تیغه تیشه هایشان را تیزتر میکنند تا این درخت کهنسال را از ریشه برکنند.اینجاست که متوجه می شویم آن تجمع اعتراض آمیز چند دانشجو که در حقیقت چند عاشق گرگان، حداقل کاری بود که میشد در قبال این تصمیم . . .انه گرفت.

اما اکنون وقت اتخاذ مواضع انفعالی و قهر و دلسردی و شکواییه نوشتن نیست،اگرچه همچنان تلاش برای حفظ فرهنگ اصیل گرگان زمین و حراست از ابنیه قدیمی شهرمان و محلات آن را بزرگترین دغدغه ذهن خود میدانیم اما کارهایی را هم میتوان با همین بضاعت کم و دستان خالی انجام داد.شاید ابتدایی ترین کاری میتوان در شرایط کنونی انجام داد احیای فرهنگ گرگانی از میان خانواده هاست.اگر بزرگترها بذر عشق به شهر و هویت را دلهای فرزندانشان بکارند،میتوانیم خوشبین باشیم که نسل گرگاندوستان همچنان تداوم دارد و در آینده هم افرادی خواهند بود تا تاریخ و فرهنگ گرگان را از گزند نااهلان در امان دارند.چه اشکال دارد در خانه های مان به لهجه گرگانی سخن بگوییم،یا حداقل از واژگان گرگانی در حضور جوانترها استفاده کنیم تا کمی جا بیفتد.هدیه دادن بهترین زمانه برای اشاعه فرهنگ گرگانیست،هدیه دادن کتابهایی نظیر اوسانه زندگی،گرگان نامه و کتب تاریخی نگاشته شده به همت استاد معطوفی جدا از ترویج فرهنگ کتابخوانی، نسل کوچکتر را با آداب و سنن و گویش قدیمیترها که اکثرا فراموش شده اند،بیشتر آشنا می سازد.یا مثلا چرا در مجالس عروسی و زواری به جای هزینه های آنچنانی غذاهای فرنگی و غیر بومی از پلو ساک(چلو ساک) استفاده نکنیم.چرا وقتی نان عیدی و حلوا اماچ گرگان هست،کیلو کیلو شیرینی ناپلئونی و غیره میخریم تا به خیال خام خودمان موقر و آبرومند جلوه کند.حتی می توان از سرود های گرگانی در مراسمات شادمانی و عروسی ها بهره گرفت،ترانه هایی که به رغم داشتن تنوع و ضرباهنگ شاد، مطمئنا مورد استقبال قرار خواهند گفت.احیانا اگر فردی از خارج گرگان هم آن جا میهمان باشد، این کار به نوعی تبلیغی زیبا برای آداب و فرهنگ گرگانیست.

شاید در شرایط کنونی گرچه شدیدا برگزاری همایشی در رابطه با احیای فرهنگ گرگان نیاز است اما چنین اتفاقی آنچنان بعید است که نمی توان چشم امید به آن داشت.با استفاده از ظرفیت های موجود باید در ترویج و اشاعه فرهنگ تلاش کرد تا در ایامی چون روز گرگان تصمیمات جدیتری برای پیمودن این راه گرفت.

پی نوشت:به شخصه از همه عزیزانی که جسما و روحا در تجمع اعتراضی شنبه حضور داشتند، تشکر میکنم.

/ 15 نظر / 25 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فرزاد

مطلبي با عنوان " در انتظار آدم فضايي ها" نوشته ام ... خوشحال ميشم نظرت رو بدونم

پسر گلم

جدا که فاجعه است بافت قدیمی هر شهر نشان فرهنگ و اعتلای اون شهره وقتی نابود بشه یعنی شهر دیگه هویت واقعی نداره اونم شهری که از پیشینه تاریخی قدری برخورداره یعنی مسئولین امر از این موضوع اطلاع ندارن

آقا بزرگ

سلام: دیشب به اتفاق مهندس دربیکی و همسر محترمه شون رفتم نمایشگاه اقوام . بر وبچه های گرگانی گل کاشتن. چنتا دانشجو با عشق در عرض کمتر از 72 ساعت یه سازه درست کردن شبیه خونه ها و تکیه های قدیمی گرگان. فقط باید دید. دمشون گرم . امروز ساعت 5 افتتاحیه.

گنجي

سلام عيد سعيد غدير بر شما وهم استاني هاي عزيز گلستاني و ايرانيان با نشاط وكليه ولايت مداران در خطه جهان اسلام مبارك و گرامي باد

mojabah

سلام در ابتدا میخواهم به امام و تمام برادرن بسیجیم سلام گرمی بکنم. چند رور است که از بانک صادرات نمیتوانم پولم را بگیرم. گفتند تحت بر رسی‌ ۲ تا ۳ میلیون حسابها و گردآوری مشخصات صاحبان این حسابها هستند. تعجب می‌کنم چرا حتی از خودپرداز هم نمیتوانام پول بگیرم. شنیدم چندین میلیون دلار پول‌های بانک صادرات را آقایان دزدیدند و بانک مرکزی را هم تحریم کردند. آیا بانک مرکزی تحریم شده یا دزدیهای این آقایان وسعت گرفته؟ یا امام این احمدی‌نژاد و در و دسته‌اش را بندازید زندان تا دست از این دزدیها بر دارند. پول ما مقام زیاد ایشان و همبستگانشن را کور کرده است.«يَخْضَمُونَ مَالَ اللَّهِ خِضْمَةَ الْإِبِلِ نِبْتَةَ الرَّبِيعِ»(نهج‏البلاغه، خطبه 3) بعضي‌ها طوري از بيت المال مصرف مي‌كنند و آن قدر حيف و ميل مي‌كنند كه انگار شتر به علف تازه رسيده است.