برای سینمایی که نداریم

چند صباحی است که سینمای کشور رویه ناخوشایندی را پیش گرفته و علی رغم رشد کمی آثار سینمایی،کیفیت و محتوی به نازل ترین سطح خود رسیده است.دیگر آثار فاخر سینمایی نداریم و سینما به عنوان صرف ابزاری اقتصادی شده است که از معنا و مفهوم بویی نبرده ، کلیشه ای ترین مسائل و سطحی ترین سوژه ها مقابل دوربین میروند و بدون آنکه حرفی برای گفتن داشته باشند وقت و هزینه تماشاگر را هدر میدهند.وقتی به عمق خیلی از این فیلم ها(که اغلب در ژانر کمدی) هستند،میرویم عمق بی برنامگی و دستپاچگی نویسنده و کارگردان و سایر عوامل به وضوح خود را نشان میدهد.برخی از این فیلم ها جدای از مشکلات تکنیکی و فنی،حتی ساختار درستی از لحاظ داستان ندارند.بارها شده فیلمی را دیده ام که هیچ داستان مشخصی ندارد.شاید نمونه بارز ضعف داستان در دو فیلم اخراجی ها 2 و تاکسی نارنجی باشد.در اخراجی ها که باید قبول کنیم اگر توانایی برخی از بازیگران نبود فیلم چه از لحاظ جایزه و چه از لحاظ گیشه توفیق آنچنانی را کسب نمیکرد.البته در رابطه با اخراجی ها صحبت زیاد است  و واقعا آخر فیلم بیننده با دستی خالی از در سینما بیرون آمد هر چند که خنده ای سطحی در دقایقی از فیلم برلبش نقش بسته بود.در تاکسی نارنجی هم داستان های فرعی فیلم را میچرخاندند و فیلم طبلی توخالی بود.

اما در حقیقت فاجعه در سینمای ما گسترده تر از این حرفهاست.برنامه هفته گذشته هفت کلیپی نشان داد که حاکی از عمق سطحی نگری در سینمای ما بود.فیلم دوخواهر که نابازیگری چون گلزار نقش اول آن را بازی میکرد،یک کپی برابر اصل با یک نمونه خارجی بود.کارگردان حتی زحمت تصحیح دیالوگ ها را هم به خود نداده بود.چنین فیلمسازانی که تعدادشان هر روز در حال زیاد شدن است تنها به فکر بخش اقتصادی ماجرا هستند و فراموش کردند فکری به حال کیفیت فیلمهایشان بکنند.در بسیاری از این فیلم ها بازیگرانی را میبینیم که فقط نام کاراکتر هایشان عوض شده اما استایل آنها در تمامی فیلمهایشان ثابت و بدون کوچکترین تغییری است.متاسفانه علی صادقی و رضا عطاران و سعید آقاخانی از این جمله بازیگران هستند و اگرچه توانایی ذاتی بالایی دارند اما در روند کنونی سینمایی،در حال سوخته شدن هستند.جالب است زمانی که کارگردانی چون صلح میرزایی که ید طولایی در ساخت چنین فیلم های سطحی و سخیفی دارد اگر چه به زعم خود از این مسئله آگاه است اما از روند کنون راضی است و فیلم های آینده خود را از این دست میداند.کارگردانی که فیلم های زندگی شیرین و دلداده و شاخه گلی برای عروس را ساخته معتقد است ما فیلم را مطابق سلیقه جامعه میسازیم،اما خوب است ایشان بداند از بس مردم از چنین فیلم های سخیف را در سالن های سینما دیده اند اگر فیلمی کمی متفاوت باشد و بخواهد کمی پرمحتوی باشد دچار کم مهری گیشه میگردد.دین چنین فیلم های سخیفی باعث شده که فیلم ایتدایی و سطحی چون اخراج فروش میلیاردی کند اما درباره الی علیرغم جوایز بیشمارش در جشنواره های مختلف چنین توفیقی حاصل نکند و تماشگران آن را فیلمی گنگ و سنگین بخوانند.

فیلم های امروز ما نه تنها در راستای ارزشهای ملی و مذهبی ما حرکت نمی کنند بلکه برعکس برضد آنها گام بر میدارند.تصویری که برخی از این فیلم ها از جامعه ایرانی نشان داده اند کم کم خود من را نیز به صرافت انداخته تا در باب فرهنگ ملی خود بیشتر تحقیق کنم.اگرچه طیف عظیمی از فیلم های امروز، بر سوژه ازدواج تمرکز کرده اند اما نه تنها تصویر صحیحی از فرهنگ ازدواج را منعکس نمی کنند، برعکس باورهای غلط را در غالب حقایق جامعه به خورد جوان امروزی میدهند.متاسفانه روند کلی این فیلم ها بر این پایه است که نباید های جامعه را باید جلوه دهند.در کشور ما سوژه بسیار مناسبی چون جنگ و دفاع مقدس وجود دارد اما  سینمای جنگ ما در مسیر اضمحلال حرکت میکند.ژانری که در تمام دنیا به دلیل هیجانات ذاتی داستان بسیار پردرآمد است در کشور ما تقریبا محجور مانده.هالیوود از وقایع جنگ جهانی آنچنان در آمدی کسب می کند که به روایت فیلمسازان هالیوودی هنوز خود را تشنه ساخت چنین فیلم هایی میدانند.شاهکار هایی چون نجات سرباز رایان و لیست شیندلر(اسپیلبرگ)،پیانیست(پولانسکی) و حرامزاده های لعنتی(تارنتینو) تماما فیلم هایی از این ژانر هستند.اگرچه در پیانیست و نجات سرباز رایان اوج هنر جلوه های ویژه در جذابیت فیلم نقش به سزایی داشته اما روایت زیبا و بی نقص اسپیلبرگ در لیست شیندلر کاملا حاکی از قدرت داستان است.به عبارت دیگر مشکل سینمای ما نداشتن جلوه های ویژه و امکانات سخت افزاری نیست ما در الفبای فیلمسازی یعنی داستان، کمیتمان میلنگد.اگرچه حتی زمانی که جلوه ها ویژه به کمک ما می آید باز هم قادر به پوشاندن ضعف های فیلمنامه و داستان نیستیم.نمونه بارز این قضیه را ملک سلیمان میبینیم،فیلمی که به کمک بهره گیری از جلوه های ویژه چینی میتوانست ماندگار شود اما به نظر من مانند تجربه قبلی شهریار بحرانی یعنی فیلم مریم مقدس روایت جالبی نداشت.فیلم میتوانست حماسی تر و ضرباهنگ سریعتری داشته باشد که متاسفانه چنین نبود.

جالب است که سینمایی که به قول ما!! در منجلاب فساد غوطه می خورد،گاهی آنچنان آثاری را روانه سینماها میکند که نام شاهکار برایشان کم است.اگر هالیوود دبیرستان میوزیکال(Highschool musical) و پای آمریکایی(American Pie) میسازد در کنارش آواتار(Avatar) و مسیر سبز(Green Mile) و میست(Mist)  و افسانه 1900(Legend of 1900)را هم میسازد.اینجاست که تماشاگر مختار است که فیلمی ارزشی و معناگرا ببیند یا فیلم های سراسر خنده و همراه با شوخی های جنسی.در آواتار جنگ مادیت و معنویت را میبینیم،مسیر سبز روایت قدیسی است که از ناکجا آباد آمده و در آخر اعدام میگردد و در میست ماهیت واقعی انسانها مورد بحث قرار میگیرد.باز هم تاکید میکنم فیلمی چون آواتار تنها به دلیل جلوه های ویژه افسانه های اش موفق نشد،ریتم حماسی و داستان بی نقص آواتار ناخواسته بیننده را بر روی صندلی خود میخکوب میکند.

                 

شاید سینمای ما به لحاظ سخت افزاری راه درازی تا رسیدن به سینمای امروزی و ساخت فیلمهایی چون آوتار و بنجامین(The Curios case of Benjamin button) و ترمیناتور(Terminator: Salvation) داشته باشد اما ارتقای کیفی فیلمها تنها نیازمند کمی اندیشه است.تا شاید فیلمهای ساخته شده توهین به شعور مخاطب تلقی نشود و سینماها هر روز خالی تر دیروز نشود.شاید خود ما مردم با ارزش قائل شدن برای شخصیت خود و اجتناب از دیدن فیلم های سطحی و سخیف،می توانیم فیلمسازان را به نوعی مجاب کنیم در رویه فیلمسازی خود تجدید نظری اساسی بکنند.

 

/ 19 نظر / 37 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نبوی

نقد تمیزی کردید . سوژه های نخ نما با کاراکترهایی که شاید تفاوتشون در فیلم های مختلف فقط در رنگ لباسشون و شاید هم نامشون باشه . دفاعمون هم تقدسش رو فقط از حاجی ها وسیدهاش میگیره . خوبه حالا انقدر حاجی و سید داشتیم .

دنیای بیکران (سارا و امین)

جالب اینکه با این اوضاع بد فیلم و سریال های کشورمون مسولان فرهنگی میگن چرا مردم به سمت ماهواره و شبکه های جارجی میرن!!!!

ذبیح الله میقانی

سلام و وقت بخیر مستحضر باش که شهرداری به عنوان ارگان خدمات ده در مدیریت شهری می باشد و سازمان فرهنگی و ورزشی این مسئو لیت را بر عهده دارد و رسالت این واحد ایجاد بستر رایگان و سوبسیدی فرهنگی و ورزشی میباشد نه در آمد زایی .و علت اصلی این طرز فکر استفاده آحاد جامعه بخصوص قشر کم درآمد از این بسترهای اجتماعی و فرهنگی و ورزشی میباشد

مهتاب

سایت جدید عمید صادقی نسب www.amidmusic.com آهنگ های تازه عمید را از این سایت دانلود کنید

میتینگ انلاین

برنامه ی مذکور راجع به دوخواهر را دیدم. بسیار متاسف شدم. شرم آور است. قسم می خورم اگر یکی از این نان به نرخ روز خور ها بود این گونه آبرویش را نمی بردند. از سینمای ما بدتر سیمای ماست. سینما صحنه ی لات بازی و عشوه و ادا و اصول های دختر و پسرها شده است. به قول محمد علی کشاورز صحنه ی خیمه شب بازی عروسک ها. هر کس بر و رویی دارد دیالوگ می خواند. از همه ی این ها بدتر فیلمی بود که یک از خدا بی خبر در لب تاپم به نام طلاق در وقت اضافه ریخته بود. نیمه ی بخش اول تمام زندگی را بالا آوردم. افتضاح بود. چرندیات تا به چند. خجالت آور بود. محض رضای خدا آن را هم ببینید. ضمنا به نظر من علی صادقی هم یک دلقک دل نشین و محبوب است که ذات خوشش بر دل همه می نشیند. و متاسفم برای رضا عطاران و نویسنده ی متوسطی چون اقاخانی که در بین برخی نویسندگان، حکایت گوشت و چغندر است. ممنون.

sefid mesle shab

salam. Manam on clip barname haft ro didam.vaghean tasof khordam. Albate por vazeh ast dar zamani ke feshar bar bozorgi chon ebrahim hatamikia ziad mishavad ke ishan ghasd khod mabni bar adam sakhte film jadid dar in cinema mikonad,nayad bish az in ha tavagho nadasht.agar bazi az in filmha ba eghbal khobi moja mishavand dalil bar movafaghiate anan nakhahad bod.balke azin jahat ast ke az lahaze eghtesadi tafrihe kam kharji baraye gozarane vaght ast.

محمد رضا

توصیه به مدیران ، ستاد حوادث اینست که با توجه به شرایط استان که کشاورزیست ، در اکثر خانه های کشاورزان ، موتور سمپاش کوله ای ( پشتی) وجود دارد . با بردن در مناطق جنگلی ، این وسیله که تولید باد و وزش میکند ، نسبت بجابجایی و دور کردن برگها ( با توجه به سبک بودن برگها ) از محل آتش ( آتش بری به عرض سه متر ایجاد کرده ) ، البته که شاید جای ۲۰ نفر انسان کاربرد داشته باشد ، را مورد بررسی و استفاده قرار دهید ؟! ...لطفا هرگونه پيشنهادي براي مهار آتش دارين اعلام كنيد...

یوسف۰من یک کیهانی ام)

سلام جناب امیر زضا برای اولین بارست که وبلاگت رو می بینم هنوز مطالبت رو دقیق نخوندم ترجیح میدم بعد خوندم ابراز نظر کنم از اینکه بطور اتفاقی دیدمت خوشحالم نظرت رو در یکی از وبلاگها دیدم در نوع خودش جالب بود شاید همون کنجکاوی مرا به وبلاگتون کشوند برادر شما یوسف