آسفالتهای الکی!

به این سر کچل قسم که مسافران نوروزی خاطره مسافرت خود در سال 1391 به گرگان  را تا سالیان متمادی فراموش نمی کنند و بعید هم نیست داستان سفرشان را سینه به سینه نقل کنند  و تجربه این سفر پیل افکن را به آیندگانشان متذکر شوند و تاکید موکدات کنند که حتی اگر وحی منزل هم آمد پای در این شهر درب و داغان ننهند.

این مسافران بنده خدا که در آمد یک ساله خود را اندک اندک جمع و بار و بندیل و اوقور و منقلشتان را سوار ماشینشان کرده اند، انتظار کار های متحیر العقول و سرویس های آنچنانی ندارند، به هر حال اینجا ایران است و فرقش با بلاد کفر در این است که آن جا برای معترضانشان توالت و حمام و سطل های زباله تفکیک شده فراهم می کنند تا اگر خواستند احیانا وال استریت را اشغال کنند به دردسر و دل پیچه نیفتند آن وقت ما اینجا هفت قرآن به میان معترض که نداریم اما برای رفاه مسافران نوروزی دسته بیل هم تحویلشان نمیدهیم و این بندگان خدا را بی سرپناه زیر باران و برف رها می کنیم. آن ها که ارتباطات و وابسته ای در یکی از ادارات دارند مسافرتشان زیر سقف مهمانسراهای اغلب رایگان و بی دردسر دولتی خاتمه می یابد اما دسته اکثریت که شامل من و امثال من می شود باید شب را تا صبح زیر چادر به صبح برسانیم، چادری که نه دستشویی دارد و نه حمام!! اگر هم باد و طوفان شود کاسه و کمچه ما را باد می برد به هر انجا که می خواهد.

حالا همه اینها به کنار اینها تقریبا در تمام شهرهای کشور با نوسان کمی یکسان است اما آنچه گرگان را زبانزد هر مسافری کرده، آسفالت خاص خیابان هایش است. یکی نیست به شهردار گرانمایه ما که اخیرا حاجی هم شده بگوید آخر پدر آمرزیده تو به جای آنکه کف خیابان را آسفالت کنی دهان ما را آسفالت کرده ای. ما که خود روز و شب را در این خیابان ها گز می کنیم به دلیل تعدد چاله چوله های شهر بعضا تک و توک از دست ما در میرود و خودمان و ماشین را می فرستد دست بوس جلو بندی سازِ نازنین. حالا فکر کن این مسافران بدبخت در این چند ساعت حضور خود در این شهر چه بلایی که به سر ماشینشان نیامده و چه دهنی که از ایشان آسفالت نشده.

هزار ماشالله هر روز هم بر تعداد چاله ها افزوده می شود. حالا جالب این است که قدیم ترها چاله های خیابان فقط قاتل جان ماشینها بودند اما به لطف شیرین کاری پرسنل خدومِ آسفالت کن شهرداری برخی از این چاله ها پا را از چاله فراتر گذاشته اند و بیشتر به نشست زمین می مانند و اگر آدم مواظب نباشد چه بسا تا مچ پا در این چاله ها بیفتند و کل البسه تنش منقش به طرح های کوبیسم گل و لای شود.

حال حضرت شهردار؛ ما که قطعا انتظار آنچه در بلاد کفر می گذرد از شما نداریم، حتی انتظار نداریم شما هم مثل مشهد و شیراز به زیبایی بصری شهر تلنگری بزنید، اما وجدانا این آسفالت خیابان ها را آنطور که شایسته و بایسته است تصحیح بفرما تا حداقل ما و ماشین ها بتوانیم روی زمین سفتِ خدا راه برویم.

پی نوشت: اگر خدا بخواهد پادکست این پست هم به زودی اماده خواهد شد، اگر خدا باز هم بخواهد چند عکس از آسفالت های قشنگ شهر می گیرم ضمیمه پست کذایی می کنم.

پی نوشت 2: البته لازم به تذکار نیست که به استناد اطلاعیه مبسوط انجمن وبلاگنویسان گرگاندوست، ساعت 17 روز چهارشنبه 16 فروردین در خانه قدیمی امیرلطیفی ها گرد هم می آییم. 

/ 5 نظر / 11 بازدید
وحید

اره والله

محمد

خیلییییم خبِ همینیه که هست [خنده] ای بابا این شهر کجاس درسته که آسفالتش درست باشه

علی عباسی

سلام و درود سپاس بخاطر مطلب خوبتان موفق باشید

پسر گلم

سلام ولي مسئولين الكي باشن ديگه از آسفالت چه توقعي؟؟؟ [سوال]

آرمان

با سلام وخسته نباشید خدمت شما دوست عزیز. وبلاگ بسیار زیبایی دارید با لینک کردن آدرس ما آدرس وبلاگ شما هم در وبلاگ ما لینک می شود اگر دوست داشتید آدرس وبلاگ ما این است: www.aghozgole1.blogfa.com