دستاوردهای محدود آن روز شیرین

فرصتی پیش آمد که باز گرگاندوستان وبلاگ نویس بار دیگر گردهم آیند تا پیرامون مسائل آتی خود کمی اختلاط کنند.دامن سبز این طبیعت زخم خورده،شاید بهترین جایی می توانست باشد تا سبب تلطیف بیانات حضار گردد.خود من و قطعا سایر دوستان وبلاگ نویس با مشتی عرایض و نصایح و گلایه آمده بودیم تا شاید در این جلسه تحلیلی،فرصتی برای بیان آنها داشته باشند.مواردی که در هفته های اخیر به عنوان نظر و پیشنهاد ارائه شده بود تا در این جا شفاها و رو در رو و جدا از محیط کند مجازی،موشکافانه وارسی گردد بلکه در روند رو به جلوی باشگاه(انجمن یا هر چیزی شبیه این) تاثیر مثبت داشته باشد.

نکته اولی که در نگاه اول توی ذوق من و احتمالا سایر دوستان میزد(البته خیلی از دوستان از جمله خودم از عنوان این مطلب در جمع ابا داشتیم)حضور کم وبلاگ نویسان بود.که البته در مورد خانمها این مسئله بیشتر مشهود بود.خود من انتظار داشتم به دلیل استقبال گسترده دوستان حداقل در زمینه ایاب و ذهاب دچار مشکل شویم که خوشبختانه یا متاسفانه اینچنین نشد.شاید همین جمع محدود و قلیل فرصت همفکری و آشنایی بیشتر را در طول مسیر به من و سایر دوستانم داد و خدا را شکر، از این حیث تعامل خوبی میان دوستان برقرار شد که جای بسی امیدواری است.

مهمانهای بسیار ارزشمندی در جمع ما حضور داشتند.از معطوفی گرگان شناس گرفته تا دکتر حسین مومنی که هر یک در زمینه فعالیت خود نکات قابل توجهی را عنوان کردند.نکته مهم و شاید تا حدی حیاتی که دکتر مومنی در راستای مطالبشان عنوان کردند،استفاده از امکانات RSS  بود که واقعا اشاره به جایی بود.امیدوارم فرهنگ استفاده از RSS  که مزایای قابل توجهی در امر خبرخوانی دارد،جایش را بیشتر در میان دوستان وبلاگنویسم باز کند.البته دکتر مومنی بحث استفاده از مولتی مدیا را برای مخاطب پسند تر کردن وبلاگ ها را هم عنوان کردند اما ایشان توضیح ندادند با این سرعت های اینترنت فعلی(که از لاکپشت عقب می مانند) باز هم امکان استفاده از آن هست یا خیر؟

اما خواص این جلسه به همین جا ختم نمی شدند،علیرضا باقری کاریکاتوریست ناشنوا ،سپهر عباسی که سوژه اصلی وبلاگ مادرش است(خداییش تو عکس خیلی مطلوم بود ولی به قول مادرش کمی آتیش پاره بود) و حسین اصغری کوهنورد ساکن ملل هم از نیکان این جلسه بودند.

در حوالی 4 بعداز ظهر در ویلایی در پایین دست(خارج از چهار باغ و در چنگل توسکستان) مجددا تجمع(یعنی جمع شدیم) کردیم.به شخصه منتظر بودم حال که عزیزان بیشتری به جمع ما اضافه شده اند،محفل آماده وارد شدن به مباحث اصلی در راستای ساختار و نحوه فعالیت باشگاه است.اما مسیر جلسه خواسته یا ناخواسته به سمت معرفی عزیزانی رفت که البته از برجستگان و مفاخر بودند.کمی قرائت آوازهایی به لهجه شیرین گرگانی و نمایشی باز به همان لهجه مذکور از مباحث مهم آن ساعات به شمار میرفتند.منتظر بودم تا اتفاق خاصی رخ دهد و بحث آغاز گردد اما به ساعت که نگاه کردم ناامید شدم.به رغم تمام انرژی که با خود به آنجا آورده بودم هیچ. . . .

به اعتقاد من اردوی دیروز چیزی شبیه به یک مهمانی خانوادگی چند خانواده گرگانی در دامن طبیعت بود.انصافا پذیرایی و هماهنگی ها چیزی کم و کسر نداشت.بخش تفرج و سیاحتی داستان هم انصافا بی نقص بود.شاید بارز ترین نکته جمع دیروز این بود که برای اولین بار در یک مجموعه گرگانیها در اکثریت بودند.راستش خود من از این دیدن این همه گرگانی کمی تعجب کرده بودم.اما همه اینها یک طرف قضیه بود.هدف اصلی که به واسطه آن قرار بود بار دیگر دور هم جمع شویم،انگار سهوا یا عمدا فراموش شده بود.قرار بود کمی صحبت کنیم، عملکرد چند وقته اعضا را کمی بررسی کنیم،از کمی ها و کاستی ها بگوییم،از زیبا نویسان یادی کنیم و به نوعی موتور بچه ها را گرم کنیم تا وسط راه خاموش نشوند.حال آنچه را که من به اختصار در بالا گفتم، از پیش جزء اهداف این نشست بود یا خیر را نمیدانم!!اما خوب بود مرامنامه کمی تفسیر و تاویل میشد و یا اگر بندی از قلم افتاده بود،در آن باره بحث میگردید.البته نظر شخصی من این است که مرامنامه فعلی تقریبا کامل و جامع است.تجاری و سیاسی نبودن دو رکن اصلی این مرامنامه اند که به حق قلب این مرامنامه به شمار می آیند.انصاف چنین مرزبندی مشخصی از بروز مشکلات در آینده پیشگیری خواهد کرد.

به شخصه معتقدم در شرایط کنونی که این مجموعه ی در حال شکل گیری ،در حال برداشتن قدم های ابتدایی میباشد بهتر بود در رابطه با خط مشی کلی، بیشتر صحبت و بررسی میگردید.شاید اگر خیلی از صحبت ها در همین ابتدا زده میشد دیگر نیاز به برگزاری جلسات حضوری کمتر شود که این در حفظ ماهیت مجازی مجموعه قطعا بسیار مفید است.اگر پیشنهاد مزدک دربیگی عزیز درباره به شور گذاشتن مرامنامه در وبلاگ یکی از دوستان و نکات فنی جالب ارائه شده توسط حسین مومنی نبود شاید ،باشگاه وبلاگ نویسان دست خالی به خانه باز میگشت.اگرچه از محضر دوستان و مفاخر شهر و دیارمان لذت بردیم اما آنچه عاید جمع وبلاگ نویسان گرگان دوست گردید آنچه نبود که انتظار میرفت(یا حداقل انتظار شخصی من آن نبود).

اگر قرار است چنین بازدیدهای خوبی صورت بگیرد،بهتر است یکی از مسئولین شهر هم دعوت شود تا علاوه بر اینکه از نزدیک در جریان امور قرار بگیرد،پاسخگوی تعدادی از سوالات عزیزان وبلاگ نویس هم باشد.

با همه انتقاداتی که به اردوی دیروز دارم مجددا تاکید میکنم دستاوردهای اردوی دیروز برای افراد (به صورت فرد-فرد)بسیار پربار بود که قطعا در روند کار وبلاگ نویسی دوستان نمود پیدا خواهد کرد.

پی نوشت:دانلود فایل آموزشی کار با امکانات RSS

/ 9 نظر / 11 بازدید
90گرگان

ممنون در مجموع خوب گفتی.بنده خود به شخصه برای این اردو حرف بسیار دارم ، اما از آن جایی که احساس کردم ممکن است مطلبی را در این خصوص عنوان نمایم از دید برخی دوستان زحماتی که دیروز کشیده شده ممکن است از نگاه من نادیده گرفته شده تلقی گردد از این رو فعلا اقدام به سکوت کرده تا روزهای آتی مطلبی مفصل در این خصوص ارائه نمایم. امیر جان مرامنامه پیشنهادی از نظر من شاید 30 دقیقه هم برایش وقت گذاشته نشده باشد. باز هم مثل همیشه در این مرامنامه مانند سایر بخش های مملکت اقدام به کلی گویی شده بود. «توسعه پایدار گرگان» کلا من معنی این جمله رو نمی فهمم! یعنی چی ما غیر اقتصادی هستیم! میتوان اشاره کرد که عملکرد انجمن در راستای اهداف اشخاص نمی باشد. NGOهای فراوانی را حتما خود دیده ای و یا در آن ها فعالیت داشته ای اکثرا به علت عدم تامین مالی به میرایی و فروپاشی رسیده است .اگر هییت مدیره روز اول اقدام به تهیه و ثبت سایت می نمود اولین راه در آمد انجمن را می توانست از طریق جذب آگهی برای سایت ایجاد نماید. امیر جان دیروز به من خوش گذشت و لذت بردم چرا که در جمع شما دوستان خوب بودم ..با چهره وبلاگ نویسانی که آن جا بودم آشن

احساس

سلام گزارشی خوبی بود هفته دیگه هم مجمع دانشجویان شاهکویی برگزار میشه

گرگان ما

سلام امیررضا جان . از نقدت بسیار ممنون و سپاسگزارم . اگر این نقدها نباشد باشگاه در مسیر حرکتش به مشکل بر میخورد . هم نظر با تو موافقم که کلیات مرامنامه را بپذیریم . شاید اگر بخواهیم بسیار در موارد ریز شویم و روی نظر خود نیز اصرار داشته باشیم به مشکل بر بخوریم . امیدوارم نشست های بعدی ما خروجی بهتری داشته و به اتخاذ تصمیم به جهت نقش آفرینی بیش از پیش برای گرگان برسد . اما در گام اول همین جمع شدن ما در کنار یکدیگر خود به خودی خود دارای حُسن است . پاینده گرگان

دستان

آقای نود محترم! توسعه پایدار یک مفهوم جا افتاده در سطح دنیاست. بدشانسی شما این است که این چند ساله این واژه کمتر مطرح شده است. توسعه پایدار یعنی رعایت و پیش بینی جنبه هایی در برنامه های توسعه ای مانند امور عمرانی در حفظ محیط زیست و کاهش فقر در کوتاه مدت و درازمدت. اتفاقاً اگر راجع به همین یک واژه بحث شود خودش دستاوردی برای اردوی شما و دوستان خواهد بود. موفق باشید.

صفریان

جالب و دلنشین بود...ممنون[گل][گل][گل]

هورکانیه

ایراد همیشه در کار جمعی خواهد بود. از این پس بیشتر هم خواهد شد. پاشنه کفش های اهنی ات را ور بکش. مسئله اینست: قرار نیست خورشید ساخته شده در دستانمان قرار گیرد قرار است هر یک شمعی برافروزیم انوقت خورشیدی خواهیم داشت. همچون شمعی که شما با برنامه RSS در بلاگتان برافروختید[گل]