اول شریعتی را محاکمه کنیم بعد محکومش کنیم

 

اول شریعتی را محاکمه کنیم بعد محکومش کنیم

دکتر علی شریعتی مصداق عینی  این جمله نیچه فیلسوف اروپایی قرن 19 است که میگوید:" بعضی از انسانها پس از مرگشان به دنیا می آیند. ". راستش از افرادی چون شریعتی هر چه سخن به میان آید کم است.متاسفانه شریعتی بد موقع از دنیا رفت و افکارش هم همان موقع در خاک دفن شد. نمی دانم شریعتی چه گفته بود که بعد از انقلاب هم از افکار ش برائت جستند.گویا شریعتی حرفهای جدیدی میزد که نه به دهان سلطنتی ها و نوکرانشان خوش آمده بود نه به دهان اسلام گرایان پس از انقلاب.البته شخصا نظر شخصی امام خمینی (ره) درباره شخص دکتر شریعتی را نمیدانم اما شریعتی از طرف معلم شهید مرتضی مطهری مورد نقد بود.شریعتی در زمان شاه به دلیل بینش بالای اسلامی و رواج آن در بین جوانان مورد هجمه بود و امروز هم به دلیل برداشت های التقاطی و سکولار از اسلام در بایکوت شدید خبری به سر میبرد به طوری که دیروز طی مطلبی از فرزند ایشان خواندم که مجوز برگزاری مراسم در حسینیه ارشاد به مناسبت سالگرد ایشان را ندادند و مراسم منتفی است.حال به نظر من به جای سیاست مخفی کاری درباره دکتر شریعتی بهتر است برنامه نقادانه با محوریت افکار دکتر در رسانه ملی انجام گردد تا مردم خود آگاه شوند و خود تصمیم بگیرند.به دلیل بیان شیوای آثار دکتر ،جوانان زیادی شیفته افکار دکتر شدند از این رو است که دیگر با سانسور و بایکوت خبری مردم شریعتی را فراموش نمی کنند زیرا هنوز برایشان روشن نیست که شریعتی شهید شد یا فقط کشته شد.

هیچگاه فراموش نمی کنم روزی که خود در محله زینبیه شهر دمشق مزار دکتر را دیدم،نا خود آگاه بدن را میلرزاند، این مرد  قبرش هم از دست نا اهلان و ناجوانمردان در امان نمانده.هتک حرمت به مقبره انسانها در تمامی ادیان الهی و غیر الهی (بودایی،برهمایی و ..) مورد نکوهش قرار گرفته اما نمیدانم افرادی که قبر دکتر را این چنین مورد هجوم قرار دادند از چه آیین و مسلکی بودند.از این رو بود که خادم پیر آن قبرستان میگفت در مقبره اش را قفل کرده ام تا کسی دستش به قبرش نرسد؛دکتر، پس از مرگ هم جسمت آزادی را تجربه نکرد.

حال که در سالگرد فقدان این اسلام شناس فقید هستیم بهتر است به جای جستجو در گذشته و محکوم کردن افکار شریعتی خط فکری شریعتی مور مطالعه قرار گیرد.نکته ای که اکثر خوانندگان آثار شریعتی بدان اشاره دارند تفسیر های امروزی از وقایع بزرگ تاریخی است.برداشت و درسهایی که شریعتی درباره عاشورا در کتابش می نویسد نشان دهنده قدرت دین است نه قدر صاحبان آن.دکتر در تفسیر عاشورا ثابت میکند که اسلامی که در 1400 سال پیش بر محمد(ص) نازل شده می تواند چنان سرزنده و شاداب و مدرن به نظر آید که مشکلات زندگی کنونی خود را به مدد آن حل کنیم.به نظر من شریعتی تنها کوشید که برداشت مردم از دین تحجر گرایانه و تاریخ مصرف گذشته نباشد.البته به رغم انسانیتش حتما دچار اشتباهاتی هم شده(البته بنده نمیدانم) که باید در مطالعه آثار ایشان به آن اشاره شود.هدف از این مطالعه ها هم همین است که حرف های صحیحی که دکتر گفته است را از آنها استخراج کنیم نه که این هم کتاب و مقاله برجای مانده از ایشان تنها به عنوان دکور در کتابخانه ها باشد.با محدود کردن آثار شریعتی و بایکوت خبری محسوس وی تنها او  را تبدیل به یک قهرمان ملی میکنید.شریعتی تبدیل به یک عنصر روشنفکر فقید در میان طیف اپوزیسون شده،چهره ای که نه در شان شریعتی است نه به مصلحت نظام.

پس با نگاهی به آینده، گذشته را جبران کنیم،فردا احتمالا دیر است.

پی نوشت:پیشنهاد میکنم آخرین مقاله استاد حسین کبیر در باره دکتر شریعتی را بخوانید.

 

/ 7 نظر / 12 بازدید
حسين زمان

امير رضا عزيز سلام اميدوارم امثال شما جوانان انديشمند و دلسوز در تمامي مراحل زندگي موفق و پيروز باشيد . متن شما را در باره دكتر شريعتي خواندم و آنچه پيداست حاكي از دقت نظر شما به جايگاه دكتر در گذشته و حال مي باشد .خداوند يار و نگهدارتان

نقطه سر خط

واقعا شدید بود . تا انجایی هم که شنیدم یه خورده تو علی اباد گویا دردسرساز شده بود این بارووون

نیلوفر

سلام خبر خوبي بود اما هنوز هم نگرانم نه براي خودم و نه تنها براي شهرم... که براي کشورم واقعا چرا اين آدم هاي بي مسئوليت پست هاي مهم رو مثل بازي هاي دوران کودکيشون فرض کردن.... شنيدين رطوبت حاصل از سد سيوند به 30 درصد رسيده؟ متاسفانه! این کامنت برای پست قبل نوشته شده بود و با تلاش یک هفته ای من! الان ارسال شد....[چشمک]

احسان

همشهری عزیزم افکار باید به خدمتتان یاد آور شوم که افکار شریعتی دفن نگردیده بلکه در بین نسلهای جدید و جوان ما نیز پیروان و حامیان زیادی دارد.