خاطره ای به نام کوپن

یادش به خیر اون قدیم ترها که بچه بودم و احتمالا کمی شیطان(مثل سپهر)،مادرم چند تا کاغذ پاره دستم میداد و به من میگفت برو با این ها شکر و روغن و پنیر بگیر.من هر چی با خودم فکر میکردم که این کاغذها پاره چی معنی میده و چه ارزشی برای فروشنده داره به نتیجه ای نمیرسیدم.اون رو به بقال محل مان میدادم و او هم همه چی به من میداد.با خودم میگفتم عجب فروشنده گاگولی(با عرض پوزش)،چند تا کاغذ پاره را با کلی روغن و پنیر عوض میکنه.حتی یکی دوبار دلم واسش سوخت گفتم پول تو جیبیام رو بهش بدم،دیدم داره چپ چپ منو نگاه میکنه،گفتم شاید کم باشه،بهش گفتم:" به خدا دیگه ندارم!".صورت گوشتالوش رو آورد جلو صورتم،سبیلهای پرپشتش دماغم رو قلقلک میداد.نور لامپ مهتابی صاف میخورد تو کله کچلش و نورش داشت منو کور میکرد،از اینجا به بعدش رو نفهمیدم چی شد فقط یادمه دفعه های بعد هر وقت اون کاغذ پاره ها رو بهش میدادم ،میگفت "خواهشا حرف پول رو نزن".خداییش خیلی با معرفت شده بود،خودم که میگم اثر همون تعارف چول توجیبیام بود!

بعدها که بزرگتر شدم،فهمیدم این کاغذ ها که کوپن هم بهش میگن یه جور لطفه که دولت ها در حق ملتها میکنن تا شبها گشنه نخوابن.اگه بدونین اینو که فهمیدم چقدر دعاشون کردم!همیشه وقتی میخواستم کوپن هامون رو بگیرم یه ترسی میفتاد به جونم ،میگفتم نکنه مردم کاری کنن دولت ناراحت بشه،بهش بر بخوره ،دیگه به ما کوپن نده!!حتی یکی دوبار از فروشنده ها پرسیدم،ولی جوابشون آرومم کرد.اونا میگفتن :"زندگی بیشتر مردم وابسته به کوپنه،اگه کوپن ندن خیلی ها گشنه میمونن!".

دبیرستانی که شدم فهمیدم، کالابرگ یا همون کوپن خودمون،حقه مردمه و کسی نمیتونه اون رو از مردم بگیره.کوپن در حقیقت یارانه ای است که دولت برای کالاهای پرمصرف در نظر میگیره.کالاهایی که نیاز اولیه مردم هر جامعه اییه مثل روغن و قند و ... .البته خیلی چیزای دیگه یارانه دارن اما دیگه لازم نیست واسشون کوپن بگیری.تو این دوران بود که فهمیدم این جمله که زندگی خیلی ها به کوپن وابسته است یعنی چه!خیلی از دور و بری های خودم رو میدیدم که از این اعلام کوپن به این اعلام کوپن روغن و شکر میخریدند.خیلی غصه خوردم،دوباره اون ترس به سراغم اومد،نکنه دولت دیگه کوپن اعلام نکنه،نکنه این بندگان خدا از گشنگی . . .!

توی دانشگاه فهمیدم کوپن هم مثل سایر حقوق مردم میتونه ازشون گرفته بشه.همیشه که جیب دولت ها پر پول نیست،بالاخره باید تو نداری دولت ها، ملتها هم شریک باشن! یه بار هم تو مسجد دانشگاه با بچه های هم رشته ای ، این مطلب رو مطرح کردم.همه دوستام متفق القول گفتن اگه کوپن نباشه ما بیچاره میشیم.حتی یکی از دوستام بعدا به طور خصوصی بهم گفت:"ما زندگیمون با کمک کوپن و کمیته امداد هم هیهات داره وای به حال اینکه اینم به ما ندن".دیگه کم کم داشت خیالم راحت میشد که هر اتفاقی تو این کشور بیفته،کوپن مردم قطع نمیشه.

اما تقریبا نزدیکای عید بود(عید 1389) که با مادرم رفتیم کوپن قند و شکر رو از تو نعلبندان گرفتیم.اتفاقی که میترسیدم افتاد،اون آخرین باری بود که کوپن ها فقط کاغذ پاره نبودن!!!

نزدیک به شش ماه است که دیگه کوپن(کالابرگ) اعلام نشده.هر موقع از تو نعلبندان رد میشم دقت میکنم شاید شماره جدیدی اعلام شده باشد.شبها که میخوابم با خودم فکر میکنم که اون آدمهای با آبرویی که پول خرید روغن و شکر آزاد ندارن،الان چی کار میکنن.کاش فقط اینا بود،این دم ماه رمضونی مرغ و تخم مرغ هم گرون شده.گوشت هم که دیگه خیلی وقته از یاد مردم رفته.

خدا رو شاکرم از اینکه هر از گاهی میشنوم، هر چند وقت یه بار، بازاریها و خیرین دور هم جمع میشن واسه نیازمندهای با آبرو مایحتاج زندگیشون رو تهیه میکنن و این چنین خاطره ای به  نام کوپن را در دل محتاجان به آن زنده میگردانند.راستش اگه این کارها نباشه که واقعا . . . .

چند سالی است بحث هدفمند سازی یارانه که احتمالا طرح خوبی است منتظر اجرایی شدن میباشد.نمیدانم که این قطع اعلام کالابرگ از پیش لرزه های این طرح بزرگ است یا دلیل دیگری دارد.نبود کوپن برای خرید مایحتاج ضروری  و تورم قیمتها در اکثر کالاهای مورد نیاز فشار مضاعفی را بر دوش خانوار های کم در آمد جامعه آورده است.این چند ماه که گذشت و کوپنی اعلام نشد، اما مسئولان محترم نسبت به ادامه راه برنامه مدونی داشته باشند،چرا که سنگینی این بار اول بر دوش قشر کم درآمد جامعه است.

پی نوشت1:اطلاع رسانی و آگاه سازی مردم در همه زمینه ها پیامدهای مثبتی با خود به همراه خواهد داشت.پیشنهاد میشود حال که طرح هدفمند کردن یارانه ها در شرف اجرا است، به صورت کامل روند اجرا و کیفت آن برای عامه مردم روشن گردد که خود این از بسیاری از پیشداوریهای ناصحیح و احتمالا غرض ورزی های آغشته به سیاست می کاهد.

پی نوشت2:نزدیک ماه مبارک رمضان است،برای آبروهایی که وابسته به تصمیم شما دارد کاری بکنید.

/ 14 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
گرگان نامه

برای من خیلی جالب و خاطره انگیز بود[گل][گل][گل]

میثم

منم خاطره گرفتن نفت تو ذهنم اومد . همین باعث شده که مردم با آبرو از رو ناچاری پیش هر کس و ناکسی دست دراز کنند .

رضا

سلام.خوبی برادر..هِدر جدید مبارک/عکس کنار صفحه رو بردار..

رضا

اون عکس خوب بود...منظورم این عکس الان هست رو بردار /.اون رو بزار باشه...

فرزاد

سلام مطالب قشنگت رو خوندم. قلم خوبی داری. من هم به تازگی برای گرگان می نویسم. خوشحال می شم سری به من بزنی و در مورد نوشته های من نظرت رو بگی. اگه دوست داشتی تبادل لینک کنیم.

حسینی

واقعا مشکل کجاست!!!؟ به نظر من یک سری افراد در جامعه هستند که با هدایت افراد منافق در خارج کشور سعی میکنند با هر پست و مقامی که هستند مردم را در منگنه قرار بدهند اینکار ها مقدمه ایست بر آشوب های مردمی علیه دولت که مردم بر اثر فقر و فشار های جامعه به پا خواهند کردند در این زمان است که آنها به اهدافشان میرسند . . . امیدوارم مشکلات حل شه [رویا]

90گرگان

در 90گرگان میخوانید: اجازه ندهید بار مسئولیت کارمندان بی کفایت و کند ، بر دوش کارمندان خبره و ساعی تحمیل شود! (گزارشی از کمیته امدادمنطقه 2گرگان) http://90gorgan.blogfa.com/post-25.aspx