من با دو چشم خویشتن دیدم که جانم میرود

امروز صبح به ناهار خوران رفتم ، تپه نورالشهدا!! عملیات خاکبرداری قویا در حال انجام بود، وقتی کامیون ها خاک منطقه را می بردند من با دو چشم خویشتن دیدم که جانم میرود.

در فضای جنگل گرد و خاک ناشی از عملیات خاکبرداری به شدت اذیت کنند بود. با دوستم در آن کنار نشستیم و فنا شدن جنگل را نگاه کردیم. یه آقایی اومد و با دلخوری گفت:" نگاه نکنید اعصاب آدم خورد میشه!!"، هنوز صداش از تو گوشم محو نشده بود که یه خانمی اومد، خیلی ناراحت تر از قبلی بود، کلی نفرین و لعنت بار باعث و بانیش کرد و رفت. افراد دیگه ای هم که رد می شدن با تعجب و نگرانی نگاه می کردند. صحنه های دلخراش و تکان دهنده ای بود، به قول معروف مسلمان نشنود کافر نبیند!

عملیات خاکبرداری در ناهار خوران گرگان - 22 اردیبهشت 1391 - عکس از میثم لطفی

سکوت کشنده ای حاکم بود، کسی نای حرف زدن نداشت و اغلب آنهایی که آمده بودند با چشمانی بهت آلود و متعجب خاکبرداری را نگاه می کردند. خلاصه از آن تصاویر و صحنه هایی بود که قطعا تا مدتها از حافظه تاریخی من و امثال من پاک نخواهد شد.

چه خوب می شد اگر صدای مردمی که از آن اطراف عبور می کردند به گوش دوستان ما در بنیاد حفظ آثار می رسید، شاید . . . شاید اتفاقی می افتاد! شاید . . .

/ 9 نظر / 25 بازدید
بهزاد

همانا که دلسوز درختهای مملکتی...سرت پر مو باد! لینکت میکنم تا بخونمت :)

علی

اینا خیلی جریح تر از این شدن که به خاطر مردم دست از نیات شون بردارن خدا مگه رهبر را به داد گرگان برسانه وگرنه از دست مسئولان استانی ما کاری ساخته نیست ناهار خوران جنگله و یه عده می خواهند قانون جنگل را پیاده کنند(هر کی قوی تره زنده می مانه) نمی دانند که قبل از قانون جنگلشان ما در مجلس قانون صیانت از جنگلهای شمال را تصویب کردیم که شهدای ما در جهت حفظ و دفاع از ارزشهای اسلامی و ملی ما شهید شده اند و الان دارند به نام شهدا و برخلاف عقاید و آرمانهای شهیدان عمل می کنند خدا ازشان نگذره مسئولان بدانند باید روز قیامت به چهارصد هزار وجدان بیدار گرگانی جواب پس بدهند من یکی به شخصه حلالتان نمی کنم

کتایون

من و خانواده هم دیروز از نزدیک دیدیم! ولی ای کاش نمیدیدیم [ناراحت]

سعید برزگر

آبروم جلو مهمونام رفت!! آوردمشون کنار مزار شهدا یه فاتحه بخونن و صفایی تو جنگل بکنن!! چشماشون از حدقه دراومده بودکه دارن تو جنگل این کار رو میکنن!! مهمونام فاتحه رو خوندن و با ناراحتی گفتن:"بریم خونه، با این جنگلاتون!"

همشهری

از هیبت تاریخی اش آوار به جا ماند[لبخند]

صارم

چی بگم! یعنی چی می تونم بگم![ناراحت][گریه]

شهرزاد به آبادی

سلام دوست عزیز. با همه وجود سپاسگزار این حرکت حمایتی شما هستم. امیدوارم بتونیم دست در دست هم جلوی این جنایت را بگیریم. من با اجازه شما از مطالب مبسوط و جامع و گویای شما در اطلاع رسانی های مختلف استفاده میکنم. باشد که گوش شنوایی آن بشنود و به داد طبیعت باقی مانده برسد. سلامت و پیروز باشید

آقابزرگ

آقایون میخوان راه رفته رو ادامه بدن!!!! اصرار بر چی؟؟؟