اینترنت؛ عصای دست یا بلای جان

زندگی دیجیتال به خودی خود پدیده ایست میمون و مبارک اما طرفین این ماجرا که یکی از سمت یمین و دیگر از سمت یسار بام افتاده اند یک قدم حاضر به عقب نشینی از ارزش های نسبتا والای خود نیستند و اگر مجال یابند بعید العین نیست که به هر طریق ممکن از خجالت فک و دهان و آنجای هم در آیند.

گروه اول که به قول گروه دوم متجددین غرب زده فرنگی مآب نام دارند، از صبح سحر تا بوق سگ سرشان در گوشی و تبلت و لپ تاپ و غیره ذلک شان است و به جز ساعاتی که برای پر و خالی کردن شکم هرز می رود، باقی ساعت عمر لا به لای صفحات بی شمار وب می گردند و دور دور می کنند. از دیگر افتخارات این گروه این است که در تمامی شبکه های اجتماعی عضو هستند و صفحاتشان غالبا به روز است و هر وقت روز هم که باشد چراغ فیس بوک و اسکایپ و  . . . شان سبز است. این گروه اگر ساختار فیزیولوژیک بدن انسان اجازه میداد اجابت مزاجشان را نیز در میان یکی از شبکه های اجتماعی انجام میدادند و به واسطه کیفیت بالای آن یک دوجین لایک و کامنت از خلق الله می گرفتند و آن را در دیپلم افتخارات ذخیره و بر سر در اتاقشان قاب می گرفتند. در مناسبات این گروه خانواده فقط موقعی به کار می آید که برق قطع است و در سایر اوقات خانواده وجود خارجی ندارد. البته خانواده های پسامدرنی هم بوده اند که نوازش های مادرانه و یا بوس قبل از خواب طفل بی خاصیتشان را از طرق مجازی به سمع و نظر وی می رساندند و اگر تذکراتی که به وسیله پیام خصوصی فیسبوکی جواب نداد، مادر برای وادارکردن کودک به خواب شبانگاهی، عکسی حزن آلود از خود ستانده و از طریق اینستاگرام(Insatgram) کودک به وی حواله میدهد و موفق می شود وی را در ساعاتی پس از نیمه شب به تختخواب ببرد. موارد بیشماری در این گروه بوده که طرف پشت کامپیوتر صاب مرده اش هوس چیپس و ماست موسیر می کند و برای رسیدن به آن چندین ساعت گوگل کرده تا یک فروشگاه اینترنتی پیدا کند تا بتواند 2300 تومن آن را از طریق اینترنت بانک پرداخت نماید، که با این اوضاع بدون میلیمتری جابجا شدن به هدف شوم خودش هم رسید و دریغ از یک میکرو کالری که در این فرآیند چند ساعته سوزانیده شده باشد. از کرامات این گروه این که اگر چهار نفر شان در فاصله سه اینچی هم بنشینند، اگر از شکم شان صدا در آید از دهانشان صدایی شنیده نمیشود و ابراز احساسات دوستی شان را هم از طریق ری توئیت(retweet) کردن ها و لایک(Like) و گلاب به رویتان پوک کردن(poke) به منصه ظهور می رسانند.

اما گروه دوم که به نقل گروه اول متحجرین عقب مانده هستند، از آن سمت بام به پایین افتاده اند. دریغ از جرعه ای استعمال و تقرب به عالم اینترنت. فارغ از آن دسته که به جبر ایام فرصت آشنایی با این دستاورد نوین بشری را پیدا نکرده عده ای نیز هستند که ظهور و بروز دنیای مجازی را به خطر افتادن ارزش ها و سنت ها میدانند و هر جا که رگ و ریشه ای از بقایای دنیای مجازی می بینند فریاد وا مصیبت ایشان گوش فلک را کر می کند. طرف به قدری خود را از مقوله اینترنت و تکنولوژی بر حذر داشته که فرق فیس بوک را از آیفون تشخیص نمی دهد. بندگان خدا از بد روزگار هر اداره و سازمانی هم که میروند آنها را حواله یکی دو نمونه از سایتهای عریض و طویل دولتی می دهند تا ثبت نام الکترونیکی بکنند و آنها هم که در این حوزه "هر" را از "بر" تمییز نمی دهند بالاجبار آویزان کافی نت ها می شوند و برای دفاع از ارزش ها و آرمانهایشان چند اسکناس انچنانی ازکفشان می رود. از کرامات این حضرات اینکه از آنجایی که از هر چیز دیجیتال متنفر هستند درب تلویزیونشان را هم به روی شبکه های دیجیتال بسته اند و مجبور شدند بازی خنک داربی را با آنتن هوایی هشت متری شان و از طریق قاب تلیویزیون 55 اینچی شان تماشا کنند. احیانا اگر بخواهید به رسم معمول با پیامک احوالشان را بپرسی این عملت را خطایی کبیره دانسته و آن را در راستای ترویج فرهنگ لیبرالیستی اقتصادی پنداشته و با تو آن برخوردی را می کنند که آغا محمد خان قاجار با مردم کرمان کرد.

علی ای حال اینترنت را باید فی النفسه به فال نیک گرفت اما طوری باید از آن بهره برد که نه سیخ بسوزد و نه کباب!

/ 3 نظر / 26 بازدید
موذن

سلام دلاور مطلب بسیارزیبائی یود واقعا تشکر لذت بردم به روز و منتظر نگاه سبزتان هستم شادوتندرست باشید

گنجی

درود بر شما جناب رضایان گرامی خدا قوت نگارش ادبی با کمال متانت و وقار زیبا و جذاب و خواندنی و لمس شدنی البته این است روزگار ما شاد باشید و شادی را اگر توانستی به ما هم منتقل کن[گل]

دنیای امیر حسین

با سلام و عرض احترام فراوان شما رو دعوت می کنم به خواندن مطلبی در همین رابطه آتشی زیر خاکستر...!! http://amirhoseyntabarsa.blogfa.com/ یک جورایی شما رو می شناسم تو جلساتی که همراه بابام میرم