غم سبز سکوت

اسفند هم در حال سپری شدن است.ماهی که هر سال بوی عید از ابتدایش به مشام میرسید.ماهی که هیجان و ازدحام دوست داشتنی خیابانها ناخود آگاه تو را با خبر می ساخت که "سر اومد زمستون" و مجبورت می ساخت تکانی به خودت بدهی و همگام با سایرین رخت نو به تن کنی.با کلی ذوق و شوق می رفتیم لباسی بخریم،وسابل هفت سین را تهیه کنیم و کلی کار های دیگر که هر کدامشان لذت خاص خود را داشتند.ما که همیشه از زیر جارو کشیدن و گردگیری در می رفتیم دم عید آنچنان شیشه ها را می سابیدیم و با وسواس گرد و غبار سال کهنه را به در می کردیم که خود مان هم متعجب می شدیم.گویی از خود بیخود می شدیم و دامنمان از دست می رفت و برای دیدار سال نو ثانیه شماری می کردیم.حتی شده بود در سوز و سرمای آخر زمستان برای جور کردن چند کالای از قلم افتاده کل شهر را به شوق یافتن زیر و رو میکردیم.وای که چه روز هایی بود.من که خودم از شلوغی و ترافیک بیزارم آنچنان از دیدن هیجان مردم برای خرید و فریاد فروشندگان دستفروش به وجد می آمدم که دلم می خواست ساعات آخر سال را میان سیل انبوه مردم باشم.آن روز ها حتی خاطراتش هم لذت بخش و لحظه ای فکر  کردن به آن، غبار رخوت و پریشانی را از ذهن می زداید.

اما امسال،گویی امسال عید نداریم.گویی زمستان همچنان پا برجاست.دیگر دیدن تنگ ماهی و سبزه های زرد دم خیابان هم تو را به یاد عید نمی اندازد.انگار عید در تقویم گم شده و کاریکاتوری از بهار قرار است در اوج سرمای زمستان آغاز شود.بهاری که از بهار تنها اسمش را یدک میکشد و در حقیقت از هر زمستانی سرد تر است.امسال دیگر حال شیرینی و حلوا پختن هم نیست.اصلا امسال حوصله عید را ندارم.انگار امسال فقط من نیستم که دل و دماغ عید را ندارم،دیروز وقتی از دوستم خواستم با هم برای خرید برویم گفت:"ما امسال عزاداریم،ما عید نداریم!".گفتم :"خدا بد نده برادر،چی شده؟".جوابش سکوتی معنا دار بود، سکوتی که فوران کلمه بود،سکوتی که سبز بود.

پی نوشت: متاسفانه با خبر شدم دکتر هادیان که از پزشکان قدیمی و بنام گرگان است چند صباحی است که در بستر بیماری به سر می برد.زحمات این پزشک بزرگ هیچگاه از ذهن من و مردم گرگان نخواهد رفت و برخورد مهربانانه ایشان با بیماران نیمه شب همیشه در خاطره ها جاودان خواهد ماند.امیدوارم ایشان هر چه سریعتر از بستر بیماری رهایی یابند و باز همان مرد خندان سفید پوش شوند.

/ 8 نظر / 11 بازدید
محمد زمان

Golestanpolicy.blogfa.com بازدید کنید و به دوستان اصلاح طلب خبر دهید زنده باد عبدالناصر

گنجي

سلام جناب رضايان خدا قوت مطلب خوبت را خواندم نبينم اينقدر دمق و بي حال ،نوروز ، نوروز است و عيد عيد است شادماني قدم اول سلامتي و خرسندي است،اين من و تو هستيم كه ما ميشويم و ما ميتوانيم چهره جامعه را شاداب نماييم ،تفكر نويي در انداز و گفتار نويي بنگار كه گويي همه مي خندند و سرحالند! پيشاپيش عيدت مبارك شادزي و ديرزي

فرزاد

ممنونم كه به من سر زدي... [گل]

پسر گلم

ما چه بخواهيم و چه نخواهيم عيد مياد و ميرود اما چيزي كه عيان است سكوت سبزيست كه معلوم نيست كي ميشكند!! منم براي تمام خانواده هاي داغدار ناراحتم اميدوارم كه خدا صبر جميل به آنها عطا كند! براي دكتر هاديان هم خيلي متاسف شدم. به اميد و لطف خدا ايشالا به زودي همه بيماران از بستر بيماري بلند ميشوند و لباس عافيت بر تن ميكنند!!

آقا بزرگ

سلام: من برعکس شما فکر میکنم امسال عید با تمام وجود داره میاد. و ما باید عیدیمونو ازش بگیریم. روز عید است بیا خرم و دل خوش باشیم...

ذبیح الله میقانی

سلام و وقت بخیر ساعت 21 من بابت اجرایی شدن موضوع با شهردار صحبت کردم اون قول داد موضوع را با فرماندار صحبت کنه وتا فردا یعنی جمعه بهم میگه انشالله دوستان یعنی مدیران ارشد شهرستانی و استانی فقط برای شادی شهروندان موضوع را موافقت و پیگیری کنند