مصائب گرفتن یک وام چهار میلیونی!

ماجرا از آنجا شروع شده که روزی از روزها پیامکی به گوشی ام امد که در آن نوشته شده بود: " مشتری گرامی حسب رسیدن امتیازات مکسوبه شما در باشگاه مشتریان بانک ملت، شما می توانید با مراجعه به بانک از تسهیلات مربوطه استفاده نمایید". به همین راحتی "جو" من را گرفت و این گرفتنش به قدری محکم بود که نصایح ابوی مبنی بر اینکه اینها همه اش دروغ  و دونگ(Davang از اصطلاحات من در آوردی ابوی گرام است که در زمانی که واژگان ادبیات پارسی را فاقد صلاحیت بیان منظورش می پندارد از آنها استفاده میکند) است راهشگا نشد و من با سینه ای ستبر و بادی در غبغب به بانک رفتم. به باجه دوم یا سوم که مختص همین غرتی گیری ها بود رفتم و موردم را گفتم. متصدی بانک هم نه گذاشت و نه برداشت گفت با این سطح امتیازات، شما می توانید وام چهار میلیون تومانی با بهره 15% بگیرید. من هم یک حساب دو دوتا چهارتا کردم و پس از انکه حکمت ان دو دوتا چهارتا کردن را نفهمیدم پیش خودم گفتم دندان اسب پیشکش را نمی شمارند و مخلص کلام اینکه بی اجازه بزرگترها " آری" را گفتم و خودم را آماده دریافت وام معهود کردم.

از آنجایی که اولین بارم بود وام می گرفتم و از طرف دیگر میپنداشتم به واسطه این موهبت الهی این شندرغاز وام را بدون بروکراسی های زمانبر مرسوم انجام میدهند، منتظر بودم طرف پول را در طرفه العینی به حسابم بریزد. قدری تامل کردم  و متصدی به من گفت:" کپی مدارکت را بیاور برای استعلام!". حالا بماند که با امعان نظر به این موضوع که ریز اطلاعات بانکی و غیر بانکی ام اعم از سجل و کارت ملی و پایان خدمت به انضمام چندین فقره فرم های گوناگون که در بازه های زمانی متفاوت در این بانک پر کرده ام در بانک اطلاعتی شان موجود است و اراده بکنند میتوانند یک یک آنها را به نهاد های ذی ربط میدهند، با این همه تفاسیر ماندم کپی شناسنامه و کارت ملی من به چه دردش میخورد. علی ای حال فردایش فرموده متصدی را بر دیده منت گذاشتم و آن چه گفته بود را دو دستی تحویلش دادم و گفت چند روز دیگر بیایم جواب استعلام را بگیرم. چند روز بعد باز مرخصی گرفتم و رفتم، اینبار گفت جواب استعلام آمده و شما وام تسویه نشده ندارید. با خودم گفتم پدرآمرزیده اینرا از خودم هم میپرسیدی می گفتم.

سرتان را درد نیاورم، طرف باز چند قلم مدرک و سند و سفته و گواهی اشتغال به کار و حکم کارگزینی و فیش حقوقی و از همه مهمتر و جالبتر فاکتور خرید لوازم خانگی ایرانی به مبلغ پنج میلیون تومن را امر فرمود تا برایش بیاورم. مدارک مورد نظر را آماده و سپس با گردنی کج به مغازه یکی از آشنایان رفته و بنده خدا فاکتور مورد نظر را امضا و ممهور به مهر مغازه اش نمود و به بنده تحویل داد و من هم چند روز بعد جملگی مدارک را بدون کم و کاست خدمت متصدی بانک دادم. باز متصدی مدارک را چند بار بررسی کرد و چند تا کاغذ جور واجور را پرینت گرفت و آن ها را ضمیمه مدارک قبلی کرد. یک دوجین کاغذ کم رنگ و رنگ و رورفته که ظاهرا قرارداد بنده با بانک بود را داد تا امضا کنم و من هم علیرغم آنکه خیلی متوجه نوشته های داخل کاغذه ها نبودم آنها را امضا کردم و تحویلش دادم. تا اینجایش فکر کردم شب سیاه تمام شده و نوبت روز سپید گشته که متصدی گفت ضامن داری! خواستم مزاح کنم بهش گفتم:" ضامن که مال کلاشینکفه، ضامنم کجا بود!" طرف که ظاهرا خیلی با این شوخی خنک من ارتباط برقرار نکرده بود گفت :" آخه تو که ضامن نداری واسه چی میخوای وام بگیری؟ بی ضامن که نمیشه!" خواستم قاطی کنم و جوابش را بدهم دیدم ریشم بدجوری پیشش گیر است و آمار عمویم که کاسب است را بهش دادم و قرار شد فردا ضامن را به انضمام مدارک شناسایی و جواز کسبش و ایضا یک چک بانکی 5 میلیون تومنی و پرینت حسابش بیاورم و ترتیب کار را بدهم.

خلاصه عموجان را اوردم و امضا کرد و چک داد و انگشت زد و رفت. باز متصدی گفت برو فردا حوالی ساعت 10 بیا! باز مرخصی گرفتم و رفتم گفت مدارکت حاضر است فقط تا فردا که پول وام به حساب واریز می شود باید یک میلیون تومان پیش دریافت در حسابت باشد. یعنی اینکه کل وام من چهار میلیون تومان بوده و این عزیز چرا؟!، نمیدانم اما مدارک وام 5 تومانی را از من گرفت و حتی سر آخر چک وام را در قالب چک تضمینی 5 میلیونی به من دادند. خلاصه آن یک تومن را به هر نکبتی که بود فراهم کردم و برای گرفتن پول باز مجددا به بانک رفتم. پس از کلی کاغذ بازی بانکی و صرف اقلا بیست دقیقه پشت باجه مربوطه متصدی چک را دو دستی تحویلم داد. به خیالم گفتم کار تمام شده است اما متصدی گفت چک را میبری همان جا که ازش فاکتور لوازم خانگی گرفتی و مهر و امضایش می کنی تا بتوانی نقدش کنی. خلاصه باز یک روز دیگر صرف گرفتن امضا و مهر از آشنای ما که لوازم خانگی فروشی دارد هدر رفت و فردایش که پنجشنبه بود با اخذ مرخضی به بانک رفتم. این بار چک را از من گرفت و پس از آن که همه جای چک مادر مرده به امضا و مهر یک یک کارمندان عالی رتبه بانک رسانید گفت تمام شد و برو صندوق پولتو بگیر!

/ 9 نظر / 71 بازدید
موذن

سلام دوست خوبم با خبری از استادفقید لطفی به روز و منتظر نگاه سبزتان هستم به پیشنهاد حقیر در پی نوشت مطلب توجه فرمائید شادوتندرست باشید

عمو علی

بي توجهي مسئولان نسبت به نابودي جنگل ناهارخوران گرگان اين روزها نفس كشيدن در شهرهاي بزرگ به دليل آلودگي هوا، دشوار است و مردم ترجيح مي‌دهند براي رهايي از آلودگي هوا به مناطق خوش آب و هوا رفته تا بتوانند در هواي پاك نفس بكشند و از مناظر زيبا و طبيعت بكر و خدادادي لذت ببرند. متأسفانه عده‌اي طمع‌كار و سودجو در جاده ناهارخوران گرگان از جمله اطراف هتل راه و ما و پشت اداره محيط زيست درختان را قطع مي‌كنند و سكوت مسئولان هم بيشتر موجب گلايه شهروندان از اين كار غير قانوني شده است. به راستي چه طور عده‌اي به خود اجازه چنين كاري مي‌دهند؟ قصدشان از اين كار چيست؟ مسئولان گرامي! قطع درختان يعني نابودي جنگل و از بين بردن طبيعت! اميدواريم چاپ اين مطلب باعث بيداري و هوشياري مسئولان از خواب بهاري شود و هر چه زودتر به اين موضوع رسيدگي كنند. محمد امين اردشير ـ گرگان به نام یکی از بستگان نوشتم جمهوری اسلامی 28 اردیبهشت 93 ص 5

علی عباسی

سلام مهندس امیدوارم هیچ موقع به سراغ وام بانکی نروید! زندگی ها امروزه آنقدر پیچیده شده است و دستان مردم از پول تهی که شاید این امیدواری من بیهوده باشد! پیشنهاد می کنم به دنبال طرحهای گنده و تو خالی باش،گرفتن وام های میلیاردی بسیار راحت تر از گرفتن وام چهارملیونی میباشد. یک دروغ مصلحتی بازگو می شود،وام چند میلیاردی را گرفته در قالب اشتغال برای جوانان(برای مثال اعدادی بالاتر از 5000 نفر که جلب توجه بیشتری داشته باشد)، طرح را نوشته در داخل پاکت گذاشته،به سرپرستی مراجعه می کنید،مدیر امور شعب استان،تو را با استقبال خواهد پذیرفت،طرح را می دهی و بدون مطالعه،مبلغ را به حساب تو می ریزند(قسمتی از متن سانسور شده است). بعد از آن چهار میلیون را جدا کرده و سود آن را نیز حساب کرده و به کار خود رسیدگی می کنید و باقی پول را به بانک پس می دهید و با سر و صدا و تبلیغات از حمایت نکردن از بخش خصوصی ،آشوبی به پا می کنی که این بار استاندار تو را می پذیرد،واقعیت را بازگو می کنی،فکر می کنم قبول خواهد کرد که به 4 میلیون احتیاج داشته ای. این تنها یک طرح است و به آن می توانی فکر کنی!!!!! (متن کاملا فضایی و خارج از فضای کشور ایران بوده!)

موذن

سلام پیشاپیش عید فطر عید قبولی طاعات ، قبولی بندگی و پیروزی بر نفس اماره برشما سفره نشین نعمات الهی مبارک باد بهترین آرزوهایم تقدیم تان شادوتندرست باشید

موذن

سلام با مطلب شرط توسعه استان به روز و منتظرنگاه سبزو نظرارزشمندتان هستم شادوتندرست باشید

موذن

سلام با مطلب " عشقی کم نظیر در سایه همتی بلند " به روز و منتظر نگاه سبز و نظر ارزشمند تون هستم شادوتندرست باشید