امیررضا رضایان
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ امیررضا رضایان
آرشیو وبلاگ
      هدف آگاهی بخشیدن است (غرغرهای سیاسی و اجتماعی به همراه متلک های متفرقه)
دوشنبه ۱۸ مهر ۱۳٩٠

چندی پیش که استاندار ضرب العجل تعیین کردند که اداره دخانیات باید کاسه کوزه اش را جمع کند و برود آنجا که لایقش است، با خودمان گفتیم که در نتیجه این عمل خداپسندانه، دخانیات به انضمام هلال احمر و احتمالا فرمانداری به فضای سبز شهری اضافه می گردد تا از عواید آن ملتی را خوش آید و زمینی آباد گردد.

اما اخیرا خبرهایی از گوشه و کنار به گوش می رسد مبنی بر اینکه ساختمان هلال احمر قرار است با یک ساختمان 12 طبقه عوض شود و ظاهرا قرار است مادر گرگان طفلی دیگر در کنار برج سرمایه بزاید. حتی تصور اینکه قرار است احتمالا چنین اتفاقی بیفتد هم بسیار ناگوار و ناخوشایند و ظاهرا قرار است اشتباهات اداره بلدیه گرگان دفعه بعد اخری تکرار شود. هنوز لقمه ای به نام برج سرمایه از حلقوم شهر پایین نرفته، لقمه ای چرب تر و بزرگتر به نام برج میامی در کنج لَپ شهر فرو کرده اند، حال که شهر از دست این دو لقمه ای که در تنبوشه اش گیر کرده رو به قبله شده و در احتزار به سر می برد، لکن لقمه ای اینبار بسی گنده تر برگزیده اند که دیگر کار را یکسره و این شهر یتیم شده را به دست غسّال زمانه بسپارد و خیال ما خود را آسوده گردانند.

ظاهر چند سال پیش میدان شهرداری را با امروز آن مقایسه میکنم میبینم میدانی با هویت معماری مشخص جایش را به چیزهایی داده که نه فرهنگند نه معماری و نه هویت. میدان شهرداری دیروز، عمارتی کهنه اما همگون با فضای میدان اما امروز چاله ای عمیق در کنار یک نردبان فلزی بدقواره که یا همیشه خراب است و یا آنکه همیشه در حسرت قدمهای یک عابر می سوزد. خیابان های حصار کشی شده ای که فقط عابران پیر و فرتوت را به زحمت انداخته اند چرا که جوانان به را حتی آنها را در می نوردند.

خیابان شالیکوبی (ولیعصر)، شاهراه اتصال زندگی شهری به طبیعت از نفس افتاده ناهارخوران که از زمان جد پدری ما چنین بوده و هست و ظاهرا خواهد بود و انچه از ظواهر داستان بر می آید کسی قصد عریض کردنش را ندارد. میخ های لرزان و سر به فلک کشیده ای که تا بیخ خیابان پیش آمده اند که نه جای پارک مرکب راکبین را دارند و نه احتمالا استقامتی برای لحظه های که زمین بندری می زند!

قرار بود آفتاب بر سرِ خواجه بتابد که طلوع نکرده غروب کرد و محله ای را در ظلمات و تاریکی فرو برد، و شد خلوتی برای فروش چیزهای شکستنی و ترک دار که یک گِرم آن کافیست تا جماعتی قلیل را بفرستد آنجا که یوری الکسویچ گاگارین رفت!

ما را نگذارند به یک خانه ویران . . .

اینها را گفتم که برای چندین بار تاکید کنم که نشود اشتباهات گذشته تکرار گردد و این شهر مه و باران که از پیشینه اش جز مشتی خشت خام و چند انسان با تعصب چیزی باقی نمانده به خاک سیاه و تیره روزی نشانده شود. پیشرفت و مدرن شدن نه تنها خوب است بلکه نیاز است، اما پیشرفتی که شرایط زندگی را سخت می کند و قوزی بالای قوز می شود کمتر از دنده عقب و پسرفت نیست.

هنوز از پسِ ترافیک وحشتناک کاخ و شالیکوبی بر نیامده ایم، آن وقت اگر قرار باشد برجی ساخته شود عظیم تر و بلند قامت تر از برج همجوار (برج سرمایه) به مثابه آنست که در آتش خودساخته ترافیک شهری، هیزم خشک و بنزین بریزیم و نهایتا خود گوییم و خود خندیم خود مرد هنرمند باشیم. هلال احمر کنونی می توانست بخش کوچکی از کمبود سرانه فضای سبز را جبران کند اما با ساخت عمارتی چند طبقه در چنین مکانی خدا می داند چه بر سر ترافیک و آلودگی هوایی که با شتاب به سمت ما می دود، خواهد آمد.

ارسال شده توسط امیررضا رضایان در ساعت ۱٠:٥۱ ‎ق.ظ | نظرات شما ()
مطالب اخیر انرژی هست، ولی کم است! انتخابات مجلس، . . باز دوباره وبلاگ . . باز دوباره وبلاگ . . نامه ای به شهردار و شورانشینان مصائب گرفتن یک وام چهار میلیونی! اینترنت؛ عصای دست یا بلای جان دکتر نقی مومنی به گرگان می آید واگذارتان کردیم به خدا! مراسم نکوداشت ایرج اعتصام و سیدابوالقاسم امیرلطیفی برگزار می‌شود
دوستان من گرگان نامه دوستداران محیط زیست استان گلستان انجمن وبلاگ نویسان گرگاندوست هفته نامه سلیم گاه نوشت های فروزان آصف گرگان ما موسسه خیریه محک نواندیشی حسین زمان نگاه نو سید محمد خاتمی گرگان رسانه نقطه سر خط من نیلوفرم فن آوری اطلاعات پیام نور گرگان امین مولودی خبرگزاری کار ایران عکاس گرگاندوست پیدا و پنهان تخریب زمین ابتکار سبز خانه روابط عمومی انجمن مهندسی نفت هدف آگاهی بخشیدن است دانلود هر چی زبان سبز بنیاد باران گلستان اسپورت گلستان نما وبلاگ ناهارخوران کمپین حمایتی از منطقه گردشگری هزارپیچ میثم پور اقدم شهر چنارها گرگان زمین روز شمار بالندگي سپهر ساموئل کابلی صدای سکوت(الهام) 90گرگان هورکانیه واتوره(شاعری از لرستان) سینا باقری گرگان امروز مهندسی نفت دشت سپید سفید مثل شب عکس و قلم حامد بارچیان مگم که بیایید کمی نفهمیم خاطرات من گلپر خانوم تاریکخانه انجمن خیریه بانوان گرگان شهر من . . .گرگان فیلم نوشته ها غزل پست مدرن دهکده تفریحی کوهمیان هیچ گرگان آنلاین WOLFS انجمن گرگانیها سیدباقر خرابه آقابزرگ(طنز) گرگان نیوز قهوه تلخ گرگان سلام سرگرمی، تفریحی، اطلاع رسانی فریاد بی صدا از دیار استراباد ست پنجم کانون ناشنوایان گلستان فیتزکارالدو آقای خاص من میتوانم مشاوره بند2 سبزه چنار تاکسی شهری پرانتزی هم برای من استارباد بهترین های گرگان کشکول رئیسی دیده بان محیط زیست ایران زندگی آبتنی در حوضچه اکنون است شهید علی اصغر درویشی بهترین های گرگان هیچگاه تنها نیستیم گرگان، چهار فصل، يك نگاه گنجینه من همیشه خبرنگار از کرانه های خلیج گرگان فرزند مونگشت نشین رحیم رسولی- طنز پرداز عبید شاکی خیلی دور خیلی نزدیک یک شهروند گالیکش، شهر زیبای طبیعت گالیکش شهر زیبای طبیعت دربنو پرتال زیگور طراح قالب