امیررضا رضایان
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ امیررضا رضایان
آرشیو وبلاگ
      هدف آگاهی بخشیدن است (غرغرهای سیاسی و اجتماعی به همراه متلک های متفرقه)
جمعه ٢٠ اسفند ۱۳۸٩

در این چند هفته از بهمن ایثار اخبار زیادی شنیدیم،اخباری که هر رو تلخ تر از روز قبل می شد و عمق فاجعه حاصله را نمایان تر می کرد.تعاونی هایی که یک شبه سر از خاک بر آورده بودند مشکل ساز شدند و مردمی را به خاک سیاه نشاندند.کار بدانجا کشید که مردمان نجیب ما از سر خشم و غیض ناشی از استیصال، دست به کار های متهورانه ای زدند که آدمی را به تعجب وا می دارد.به راستی چه رخ داد که تعاونیی که تا دیروز در پی تکثرگرایی شعبه های خود بود و هر روز بر اعتبارش میان عوام افزوده می شد، امروز آنچنان در منجلاب تباهی و اضمحلال دست و پا می زند که برای نجاتش باید کل سیستم بانکی کشور را بسیج کرد.اینکه حقیقتا چه اتفاقاتی در این اثنا رخ داد که پوزه این تعاونی این چنین به خاک مالانده شد، بر همگان پوشیده است(اقلا ما که از آن بی خبریم) اما مسئله اصلی آن مردمی هستند که از همه جا بی خبر و به اعتبار امضای چند وزیر و مسئول،دار و ندار خود را در این تعاونی انبار کردند تا بلکه وامی بگیرند و مرهمی بر زخم خود بنشانند.

تا امروز مردم را این چنین عصبانی و خشمگین ندیده بودم که چنان عنان اختیار پاره کنند که با تیر و تبر به جان تعاونی مذکور بیفتند،یا عده ای که در روزهای قبل مقابل فرمانداری گرگان تجمع کرده بودند و به گفته شاهدان واقعه به درب فرمانداری تعرض کردند و میخواستند مستقیما با فرماندار صحبت می کنند(که گویا فرماندار هم توپ را به زمین سایر مدیران استان انداخته و پاسکاری ملت را این چنین ادامه داده!!).عده دیگری هم ناچاری و درماندگی آنچنان فشارشان می داد که چون ابر بهار می گریستند.نا امیدی محض را می شد در چشمانشان خواند،آن قدر جواب سربالا از این و آن شنیده بودند که جز خدا از هیچکس انتظار کمک نداشتند.به هر کدامشان که می رسیدی تو را سنگ صبور خود می پنداشتند و ریز داستانشان را برایت تعریف می کردند.پای صحبت و در دل هر کدامشان می نشستی،دل سنگ می خواست که همگام با گریه هایشان اشک نریزی.با خود میگفتم این بندگان خدا شب عیدی به چه فلاکتی افتاده اند؛خلق خدا به چه روزی افتاده از تدبیرتان!!

 حال واقعاً کدام مدیر با وجدان و مخلص است که درد مردمش را ببیند و خون گریه نکند.کم اتفاقی نیفتاده،زندگی عده ای در معرض نابودی قرار گرفته و عده دیگری کار روزمره خود را رها کرده اند تا بلکه بخشی از پولشان را زنده کنند.در این میان وزارت تعاون که متولی اصلی چنین اماکنی است در سکوت مطلق، مردم را به حال خود را رها کرده و عملا تلاشی برای حل این مشکل نمی کند.برای من و امثال من سوال اینست که امضایی که منجر به مجوز دار شدن چنین تعاونی هایی شده تا چه حد معتبر است؟آیا نهاد مربوطه متضمن تعهدات زیر مجموعه های متخلف خود نیست؟و سوال اساسی این که از این پس چه اطمینانی به تعاونی هایی این چنینی است و چه تضمینی که ماجرای بهمن ایثار برایش تکرار نشود؟باز ماجرای بهمن ایثار از این حیث که صاحبان آن متواری نشدند جای خوشحالی دارد،آن تعاونی هایی که مجوز از وزارت تعاون داشتند و پول مردم را بالا کشیدند و فرار را به قرار ترجیح دادند را چاره چیست؟

حال که تعاونی مولی الموحدین متضمن تعهدات بهمن ایثار شده(هر چند اخبار ضد و نقیض حاکی از آن است که این تعاونی هم از زیر بار این مسئولیت شانه خالی کرده!) می توان کور سوی امید را برای آینده مالباخته ها تجسم کرد،اما تاثیر مخربی که اتفاقات اخیر داشت سبب گشته به نوعی اعتماد مردم از تعاونی های بی بته این چنینی که غالبا مجوز بانک مرکزی هم ندارند،سلب شود و همه در تلاشند به نوعی ارتباط خود را با این تعاونی ها قطع کنند.امید است متولیان امر با کنترل اوضاع ماجرا را به نحوی کنترل کنند که کمترین ضرر متوجه مردم شود.

و در آخر اتفاقی که مانند موارد مشابه به طرز تلخی تکرار شد،عدم اعتراف مسئولین امر به اشتباه خود بود.در تمام سیستم تعاونی و بانکی کشور یک مرد پیدا نشد تا بابت این اشتباه از مالباخته ها عذر خواهی کند.حال مایی که داعیه ایمان به خدا و مسلمانی داریم را با اوبامایی مقاسه کنید که ما روزانه دوجین شعار علیه او و کشورش می دهیم اما وقتی در انتخاب وزیرش دچار خطا می شود در برنامه زنده تلویزیونی ظاهر می شود و میگوید:"I screwed up!!" یعنی " من گند زدم!!".

ارسال شده توسط امیررضا رضایان در ساعت ٩:٤۳ ‎ب.ظ | نظرات شما ()
مطالب اخیر انرژی هست، ولی کم است! انتخابات مجلس، . . باز دوباره وبلاگ . . باز دوباره وبلاگ . . نامه ای به شهردار و شورانشینان مصائب گرفتن یک وام چهار میلیونی! اینترنت؛ عصای دست یا بلای جان دکتر نقی مومنی به گرگان می آید واگذارتان کردیم به خدا! مراسم نکوداشت ایرج اعتصام و سیدابوالقاسم امیرلطیفی برگزار می‌شود
دوستان من گرگان نامه دوستداران محیط زیست استان گلستان انجمن وبلاگ نویسان گرگاندوست هفته نامه سلیم گاه نوشت های فروزان آصف گرگان ما موسسه خیریه محک نواندیشی حسین زمان نگاه نو سید محمد خاتمی گرگان رسانه نقطه سر خط من نیلوفرم فن آوری اطلاعات پیام نور گرگان امین مولودی خبرگزاری کار ایران عکاس گرگاندوست پیدا و پنهان تخریب زمین ابتکار سبز خانه روابط عمومی انجمن مهندسی نفت هدف آگاهی بخشیدن است دانلود هر چی زبان سبز بنیاد باران گلستان اسپورت گلستان نما وبلاگ ناهارخوران کمپین حمایتی از منطقه گردشگری هزارپیچ میثم پور اقدم شهر چنارها گرگان زمین روز شمار بالندگي سپهر ساموئل کابلی صدای سکوت(الهام) 90گرگان هورکانیه واتوره(شاعری از لرستان) سینا باقری گرگان امروز مهندسی نفت دشت سپید سفید مثل شب عکس و قلم حامد بارچیان مگم که بیایید کمی نفهمیم خاطرات من گلپر خانوم تاریکخانه انجمن خیریه بانوان گرگان شهر من . . .گرگان فیلم نوشته ها غزل پست مدرن دهکده تفریحی کوهمیان هیچ گرگان آنلاین WOLFS انجمن گرگانیها سیدباقر خرابه آقابزرگ(طنز) گرگان نیوز قهوه تلخ گرگان سلام سرگرمی، تفریحی، اطلاع رسانی فریاد بی صدا از دیار استراباد ست پنجم کانون ناشنوایان گلستان فیتزکارالدو آقای خاص من میتوانم مشاوره بند2 سبزه چنار تاکسی شهری پرانتزی هم برای من استارباد بهترین های گرگان کشکول رئیسی دیده بان محیط زیست ایران زندگی آبتنی در حوضچه اکنون است شهید علی اصغر درویشی بهترین های گرگان هیچگاه تنها نیستیم گرگان، چهار فصل، يك نگاه گنجینه من همیشه خبرنگار از کرانه های خلیج گرگان فرزند مونگشت نشین رحیم رسولی- طنز پرداز عبید شاکی خیلی دور خیلی نزدیک یک شهروند گالیکش، شهر زیبای طبیعت گالیکش شهر زیبای طبیعت دربنو پرتال زیگور طراح قالب