امیررضا رضایان
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ امیررضا رضایان
آرشیو وبلاگ
      هدف آگاهی بخشیدن است (غرغرهای سیاسی و اجتماعی به همراه متلک های متفرقه)
شنبه ۱۳ آذر ۱۳۸٩

چند صباحی است که سینمای کشور رویه ناخوشایندی را پیش گرفته و علی رغم رشد کمی آثار سینمایی،کیفیت و محتوی به نازل ترین سطح خود رسیده است.دیگر آثار فاخر سینمایی نداریم و سینما به عنوان صرف ابزاری اقتصادی شده است که از معنا و مفهوم بویی نبرده ، کلیشه ای ترین مسائل و سطحی ترین سوژه ها مقابل دوربین میروند و بدون آنکه حرفی برای گفتن داشته باشند وقت و هزینه تماشاگر را هدر میدهند.وقتی به عمق خیلی از این فیلم ها(که اغلب در ژانر کمدی) هستند،میرویم عمق بی برنامگی و دستپاچگی نویسنده و کارگردان و سایر عوامل به وضوح خود را نشان میدهد.برخی از این فیلم ها جدای از مشکلات تکنیکی و فنی،حتی ساختار درستی از لحاظ داستان ندارند.بارها شده فیلمی را دیده ام که هیچ داستان مشخصی ندارد.شاید نمونه بارز ضعف داستان در دو فیلم اخراجی ها 2 و تاکسی نارنجی باشد.در اخراجی ها که باید قبول کنیم اگر توانایی برخی از بازیگران نبود فیلم چه از لحاظ جایزه و چه از لحاظ گیشه توفیق آنچنانی را کسب نمیکرد.البته در رابطه با اخراجی ها صحبت زیاد است  و واقعا آخر فیلم بیننده با دستی خالی از در سینما بیرون آمد هر چند که خنده ای سطحی در دقایقی از فیلم برلبش نقش بسته بود.در تاکسی نارنجی هم داستان های فرعی فیلم را میچرخاندند و فیلم طبلی توخالی بود.

اما در حقیقت فاجعه در سینمای ما گسترده تر از این حرفهاست.برنامه هفته گذشته هفت کلیپی نشان داد که حاکی از عمق سطحی نگری در سینمای ما بود.فیلم دوخواهر که نابازیگری چون گلزار نقش اول آن را بازی میکرد،یک کپی برابر اصل با یک نمونه خارجی بود.کارگردان حتی زحمت تصحیح دیالوگ ها را هم به خود نداده بود.چنین فیلمسازانی که تعدادشان هر روز در حال زیاد شدن است تنها به فکر بخش اقتصادی ماجرا هستند و فراموش کردند فکری به حال کیفیت فیلمهایشان بکنند.در بسیاری از این فیلم ها بازیگرانی را میبینیم که فقط نام کاراکتر هایشان عوض شده اما استایل آنها در تمامی فیلمهایشان ثابت و بدون کوچکترین تغییری است.متاسفانه علی صادقی و رضا عطاران و سعید آقاخانی از این جمله بازیگران هستند و اگرچه توانایی ذاتی بالایی دارند اما در روند کنونی سینمایی،در حال سوخته شدن هستند.جالب است زمانی که کارگردانی چون صلح میرزایی که ید طولایی در ساخت چنین فیلم های سطحی و سخیفی دارد اگر چه به زعم خود از این مسئله آگاه است اما از روند کنون راضی است و فیلم های آینده خود را از این دست میداند.کارگردانی که فیلم های زندگی شیرین و دلداده و شاخه گلی برای عروس را ساخته معتقد است ما فیلم را مطابق سلیقه جامعه میسازیم،اما خوب است ایشان بداند از بس مردم از چنین فیلم های سخیف را در سالن های سینما دیده اند اگر فیلمی کمی متفاوت باشد و بخواهد کمی پرمحتوی باشد دچار کم مهری گیشه میگردد.دین چنین فیلم های سخیفی باعث شده که فیلم ایتدایی و سطحی چون اخراج فروش میلیاردی کند اما درباره الی علیرغم جوایز بیشمارش در جشنواره های مختلف چنین توفیقی حاصل نکند و تماشگران آن را فیلمی گنگ و سنگین بخوانند.

فیلم های امروز ما نه تنها در راستای ارزشهای ملی و مذهبی ما حرکت نمی کنند بلکه برعکس برضد آنها گام بر میدارند.تصویری که برخی از این فیلم ها از جامعه ایرانی نشان داده اند کم کم خود من را نیز به صرافت انداخته تا در باب فرهنگ ملی خود بیشتر تحقیق کنم.اگرچه طیف عظیمی از فیلم های امروز، بر سوژه ازدواج تمرکز کرده اند اما نه تنها تصویر صحیحی از فرهنگ ازدواج را منعکس نمی کنند، برعکس باورهای غلط را در غالب حقایق جامعه به خورد جوان امروزی میدهند.متاسفانه روند کلی این فیلم ها بر این پایه است که نباید های جامعه را باید جلوه دهند.در کشور ما سوژه بسیار مناسبی چون جنگ و دفاع مقدس وجود دارد اما  سینمای جنگ ما در مسیر اضمحلال حرکت میکند.ژانری که در تمام دنیا به دلیل هیجانات ذاتی داستان بسیار پردرآمد است در کشور ما تقریبا محجور مانده.هالیوود از وقایع جنگ جهانی آنچنان در آمدی کسب می کند که به روایت فیلمسازان هالیوودی هنوز خود را تشنه ساخت چنین فیلم هایی میدانند.شاهکار هایی چون نجات سرباز رایان و لیست شیندلر(اسپیلبرگ)،پیانیست(پولانسکی) و حرامزاده های لعنتی(تارنتینو) تماما فیلم هایی از این ژانر هستند.اگرچه در پیانیست و نجات سرباز رایان اوج هنر جلوه های ویژه در جذابیت فیلم نقش به سزایی داشته اما روایت زیبا و بی نقص اسپیلبرگ در لیست شیندلر کاملا حاکی از قدرت داستان است.به عبارت دیگر مشکل سینمای ما نداشتن جلوه های ویژه و امکانات سخت افزاری نیست ما در الفبای فیلمسازی یعنی داستان، کمیتمان میلنگد.اگرچه حتی زمانی که جلوه ها ویژه به کمک ما می آید باز هم قادر به پوشاندن ضعف های فیلمنامه و داستان نیستیم.نمونه بارز این قضیه را ملک سلیمان میبینیم،فیلمی که به کمک بهره گیری از جلوه های ویژه چینی میتوانست ماندگار شود اما به نظر من مانند تجربه قبلی شهریار بحرانی یعنی فیلم مریم مقدس روایت جالبی نداشت.فیلم میتوانست حماسی تر و ضرباهنگ سریعتری داشته باشد که متاسفانه چنین نبود.

جالب است که سینمایی که به قول ما!! در منجلاب فساد غوطه می خورد،گاهی آنچنان آثاری را روانه سینماها میکند که نام شاهکار برایشان کم است.اگر هالیوود دبیرستان میوزیکال(Highschool musical) و پای آمریکایی(American Pie) میسازد در کنارش آواتار(Avatar) و مسیر سبز(Green Mile) و میست(Mist)  و افسانه 1900(Legend of 1900)را هم میسازد.اینجاست که تماشاگر مختار است که فیلمی ارزشی و معناگرا ببیند یا فیلم های سراسر خنده و همراه با شوخی های جنسی.در آواتار جنگ مادیت و معنویت را میبینیم،مسیر سبز روایت قدیسی است که از ناکجا آباد آمده و در آخر اعدام میگردد و در میست ماهیت واقعی انسانها مورد بحث قرار میگیرد.باز هم تاکید میکنم فیلمی چون آواتار تنها به دلیل جلوه های ویژه افسانه های اش موفق نشد،ریتم حماسی و داستان بی نقص آواتار ناخواسته بیننده را بر روی صندلی خود میخکوب میکند.

                 

شاید سینمای ما به لحاظ سخت افزاری راه درازی تا رسیدن به سینمای امروزی و ساخت فیلمهایی چون آوتار و بنجامین(The Curios case of Benjamin button) و ترمیناتور(Terminator: Salvation) داشته باشد اما ارتقای کیفی فیلمها تنها نیازمند کمی اندیشه است.تا شاید فیلمهای ساخته شده توهین به شعور مخاطب تلقی نشود و سینماها هر روز خالی تر دیروز نشود.شاید خود ما مردم با ارزش قائل شدن برای شخصیت خود و اجتناب از دیدن فیلم های سطحی و سخیف،می توانیم فیلمسازان را به نوعی مجاب کنیم در رویه فیلمسازی خود تجدید نظری اساسی بکنند.

 

ارسال شده توسط امیررضا رضایان در ساعت ۸:٥٥ ‎ق.ظ | نظرات شما ()
مطالب اخیر انرژی هست، ولی کم است! انتخابات مجلس، . . باز دوباره وبلاگ . . باز دوباره وبلاگ . . نامه ای به شهردار و شورانشینان مصائب گرفتن یک وام چهار میلیونی! اینترنت؛ عصای دست یا بلای جان دکتر نقی مومنی به گرگان می آید واگذارتان کردیم به خدا! مراسم نکوداشت ایرج اعتصام و سیدابوالقاسم امیرلطیفی برگزار می‌شود
دوستان من گرگان نامه دوستداران محیط زیست استان گلستان انجمن وبلاگ نویسان گرگاندوست هفته نامه سلیم گاه نوشت های فروزان آصف گرگان ما موسسه خیریه محک نواندیشی حسین زمان نگاه نو سید محمد خاتمی گرگان رسانه نقطه سر خط من نیلوفرم فن آوری اطلاعات پیام نور گرگان امین مولودی خبرگزاری کار ایران عکاس گرگاندوست پیدا و پنهان تخریب زمین ابتکار سبز خانه روابط عمومی انجمن مهندسی نفت هدف آگاهی بخشیدن است دانلود هر چی زبان سبز بنیاد باران گلستان اسپورت گلستان نما وبلاگ ناهارخوران کمپین حمایتی از منطقه گردشگری هزارپیچ میثم پور اقدم شهر چنارها گرگان زمین روز شمار بالندگي سپهر ساموئل کابلی صدای سکوت(الهام) 90گرگان هورکانیه واتوره(شاعری از لرستان) سینا باقری گرگان امروز مهندسی نفت دشت سپید سفید مثل شب عکس و قلم حامد بارچیان مگم که بیایید کمی نفهمیم خاطرات من گلپر خانوم تاریکخانه انجمن خیریه بانوان گرگان شهر من . . .گرگان فیلم نوشته ها غزل پست مدرن دهکده تفریحی کوهمیان هیچ گرگان آنلاین WOLFS انجمن گرگانیها سیدباقر خرابه آقابزرگ(طنز) گرگان نیوز قهوه تلخ گرگان سلام سرگرمی، تفریحی، اطلاع رسانی فریاد بی صدا از دیار استراباد ست پنجم کانون ناشنوایان گلستان فیتزکارالدو آقای خاص من میتوانم مشاوره بند2 سبزه چنار تاکسی شهری پرانتزی هم برای من استارباد بهترین های گرگان کشکول رئیسی دیده بان محیط زیست ایران زندگی آبتنی در حوضچه اکنون است شهید علی اصغر درویشی بهترین های گرگان هیچگاه تنها نیستیم گرگان، چهار فصل، يك نگاه گنجینه من همیشه خبرنگار از کرانه های خلیج گرگان فرزند مونگشت نشین رحیم رسولی- طنز پرداز عبید شاکی خیلی دور خیلی نزدیک یک شهروند گالیکش، شهر زیبای طبیعت گالیکش شهر زیبای طبیعت دربنو پرتال زیگور طراح قالب