امیررضا رضایان
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ امیررضا رضایان
آرشیو وبلاگ
      هدف آگاهی بخشیدن است (غرغرهای سیاسی و اجتماعی به همراه متلک های متفرقه)
یکشنبه ٢۱ شهریور ۱۳۸٩

در مراقبات و مکاشفات شخصی خود در حال سیر و سلوک بودم که از عالم بی منتهای سایبری ندا آمد برخیز که وقت نتگ است و باید رفت،گفتمش کجا باید بروم؟

فرمود:جوانک نادان و مزلف؛ امروز 20 شهریور است و . . . .

رشته کلامش را در همینجا منقطع کردم ودر طرفه العینی ردا و قبا و سایر مایتعلقات پلوخوری خویش را پوشیده و  روانه محله دربنو گشتم.جن و انس که بماند که کبوتر های محله دربنو هم فهمیده بودند که امروز چه خبر است.با سلام و صلوات و اذن دخول وارد صحن مبارک مدرسه عمادیه شدم.از در و دیوار دوست و آشنا میبارید.وقتی طوفان سهمگین سلام و علیک ما با دوست و آشنا اندکی فروکش کرد محلی در جوار عده دیگری از دوستان مکانی پیدا کردم تا بر مسند آن تکیه زده و به قول اعراب جلوس کنم.

گرگانیها که در جوار مان زیاد بودند اما اخوان مهیمنی و اخوان چراغعلی بیشتر در چشم می آمدند.اخوان مهیمنی که در حال خواندن سلیمی که قرار بود فردا توزیع گردد بودند و هر از گاهی نکتی از آن یادداشت میکردند و زیر لب و در گوشی صحب میکردند،خدا عالم است که چه فتنه ای در سر داشتند.اخوان چراغعلی هم که در سوگ غیبت برادر شورایی خود زانوی غم در رخ داشتند و از این رو بر آن شدم خیلی نزدیک آنان نگردم.

پزشکپور عزیز که سالها بود در مقام مجری گری ندیده بودمش بالای منبر رفته بود تا می توانست عقده این چند سال را خالی کرد.اگر اغراق نباشد باید بگویم تن صدایش من را به یاد "لری کینگ" مجری یکی از شبکه های آمریکایی می اندازد.سخنرانی شهردار محترم که گویا تازه از یک دوجین بازدید و کلنگ زنی و مبالغی خودرن حرص و جوش بازگشته بود را هم شنیدیم و نوبت به ریاست شورا رسید.جناب قلیشلی که زحمت بی حد و اندازه ای برای برپایی این جشن کشیده بود آنچنان با شور و هیجان درباره این مراسم سخن میراند که من و دوستانم تلویحا تخلص قاضی القضات را بر ایشان نهادیم.در ادامه قلیشلی آنچنان کباده شعر و ادب را کشاند و پا را در در خورجین احمد شاملو(رحمت الله علیه) کرد که گفتم الان است که دامنم از دست برود و بی اختبار به سمت ایشان حرکت کرده و جبهه ایشان را غرق بوسه کنم.

پس از بسیج همگانی حضار در پایین کشیدن قلیشلی از محراب شعر و ادب،نوبت شریف موسوی بود که به ابراز احساسات با معشوقه خود بپردازد.از ابتدا تا پایان، آنچنان با لهجه شکر وار گرگانی اشعار خود ساخته اش را تقدیم حضار کرد که حاضرین گه گاه بی اختیار دست میزدند و کلام زیبای ایشان را قطع میکردند.خلاصه حال توپی به اهل مجلس وارد شد،احتمالا اگر ذیق وقت مانع نبود حاضرین بی مبل نبودند که اشعر دیگر ایشان را به گوش جان نیوش کنند.

سرآخر هم چهره برافروخته دکتر معطوفی پشت تریبون ظاهر گردید و در حالی که نهایت تلاش خود را میکرد تا چهره عبوسش را پشت حس زیبای گرگان دوستی اش مخفی کند،شروع به پراکنده کردن سخنان نمود.در اواسط سخنرانی ایشان پزشکپور نیم خیز شد تا مطلبی را که احتمالا ذیق زمان بود را به ایشان گوشزد کند که با پاسخ قاطعانه معطوفی مواجه شد و به قول خود ما پزشکپور ماست ها را کیسه کرد و تا آخر صحبت سر سوزنی تکان اضافی نخورد.احتمالا بنده خدا ترسیده نکند دکتر معطوفی این بار نوع دیگر مقصود خود را گوشز کند!!!

در آخر هم مبالغی لهو و لعب و غنا و طرب در قالب موسیقی دلنشین سنتی به مجلس الصاق گردید تا همه خلق الله شادمان و مسرور مجلس را ترک کنند و گران شدن 100 در صدی قیمت نان خیلی مکدرشان نکند.

در آخر ملاقات با دوستان حقیقی و حقوقی و مجازی،از دوستانی که از طریق وبلاگها و کتاب چهره (یا به قول فرنگی مأبان فیس بوک) گرفته تا عزیزان نورچشمی که از نزدیک توفیق آشنایی با ایشان را داشتم برایم بسیار مفرح ذات بود و قطعا ممد حیات.

من حیث المجموع مراسم خوبی شده بود،حداقل سلیقه آفت زده حقیر را که ارضا نمود.لازم به تذکار نیست که با توجه به وقایع ماوقع اصلا انتظار چنین مراسمی را هم نداشتم اما به هر حال خوشحال شدم که در این زمستان ذوق و اندیشه چنان میوه خوشمزه ای که حاصل دست یک کلونی گرگاندوست است بالاخره به بار نشست.

اجرهم مقبول,سعیهم مشکور

====================================================

پی نوشت:عدم حضور عده ای فعالان واقعی این مراسم بسیار ناراحت کننده بود.سوء تفاهم نشود منظورم چراغعلی و علی نصیبی نمی باشد، مقصود اینجانب شخص کلاتی بودند که جای خالی ایشان به شدت در مجلس احساس شد.

 

ارسال شده توسط امیررضا رضایان در ساعت ۱۱:٤٤ ‎ق.ظ | نظرات شما ()
مطالب اخیر انرژی هست، ولی کم است! انتخابات مجلس، . . باز دوباره وبلاگ . . باز دوباره وبلاگ . . نامه ای به شهردار و شورانشینان مصائب گرفتن یک وام چهار میلیونی! اینترنت؛ عصای دست یا بلای جان دکتر نقی مومنی به گرگان می آید واگذارتان کردیم به خدا! مراسم نکوداشت ایرج اعتصام و سیدابوالقاسم امیرلطیفی برگزار می‌شود
دوستان من گرگان نامه دوستداران محیط زیست استان گلستان انجمن وبلاگ نویسان گرگاندوست هفته نامه سلیم گاه نوشت های فروزان آصف گرگان ما موسسه خیریه محک نواندیشی حسین زمان نگاه نو سید محمد خاتمی گرگان رسانه نقطه سر خط من نیلوفرم فن آوری اطلاعات پیام نور گرگان امین مولودی خبرگزاری کار ایران عکاس گرگاندوست پیدا و پنهان تخریب زمین ابتکار سبز خانه روابط عمومی انجمن مهندسی نفت هدف آگاهی بخشیدن است دانلود هر چی زبان سبز بنیاد باران گلستان اسپورت گلستان نما وبلاگ ناهارخوران کمپین حمایتی از منطقه گردشگری هزارپیچ میثم پور اقدم شهر چنارها گرگان زمین روز شمار بالندگي سپهر ساموئل کابلی صدای سکوت(الهام) 90گرگان هورکانیه واتوره(شاعری از لرستان) سینا باقری گرگان امروز مهندسی نفت دشت سپید سفید مثل شب عکس و قلم حامد بارچیان مگم که بیایید کمی نفهمیم خاطرات من گلپر خانوم تاریکخانه انجمن خیریه بانوان گرگان شهر من . . .گرگان فیلم نوشته ها غزل پست مدرن دهکده تفریحی کوهمیان هیچ گرگان آنلاین WOLFS انجمن گرگانیها سیدباقر خرابه آقابزرگ(طنز) گرگان نیوز قهوه تلخ گرگان سلام سرگرمی، تفریحی، اطلاع رسانی فریاد بی صدا از دیار استراباد ست پنجم کانون ناشنوایان گلستان فیتزکارالدو آقای خاص من میتوانم مشاوره بند2 سبزه چنار تاکسی شهری پرانتزی هم برای من استارباد بهترین های گرگان کشکول رئیسی دیده بان محیط زیست ایران زندگی آبتنی در حوضچه اکنون است شهید علی اصغر درویشی بهترین های گرگان هیچگاه تنها نیستیم گرگان، چهار فصل، يك نگاه گنجینه من همیشه خبرنگار از کرانه های خلیج گرگان فرزند مونگشت نشین رحیم رسولی- طنز پرداز عبید شاکی خیلی دور خیلی نزدیک یک شهروند گالیکش، شهر زیبای طبیعت گالیکش شهر زیبای طبیعت دربنو پرتال زیگور طراح قالب