امیررضا رضایان
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ امیررضا رضایان
آرشیو وبلاگ
      هدف آگاهی بخشیدن است (غرغرهای سیاسی و اجتماعی به همراه متلک های متفرقه)
یکشنبه ۸ امرداد ۱۳٩۱

به قول مرحوم جمالزاده سر و ته مان را که بزنند همه یک کرباسیم، حکمت این جمله بماند برای بعد ها که حالش را داشتم اما در این لا به لا برایتان بگویم که این بعضی از این کارمندهای بانک چقدر شل کار می کنند. در این یکی دو موردی که امروز به پستم خورد بانکی بود در ابعاد بزرگ و تا دلتان هم بخواهد شیک! اما از آن طرف از 12 باجه ای که مخصوص کار مشتریان بود فقط دوتای آنها کار می کرد آن هم با وسواس و آهستگی تمام.

از ماجرای اسفناک بانکها که بگذریم، خدمتتان عارضم امروز بازار قدری شلوغتر بود بود که با توجه به استمرار گرمای هوا و ماه رمضان کمی عجیب است. راستش را بخواهید گاهی به حال و بنیه مشتریان غبطه می خورم که در این گرمای بی پدر و مادر چطوری برای خرید 30 سانت پارچه کل بزازی های شهر را طواف می کنند و سر آخر هم وقتی  مشابه آنچه را که می خواهند می یابند عذر تقصبر می آورند که قدری دور بزنند شاید بهترش هم پیدا شود. جالب اینجاست که هر چه به صلاﺓ ظهر هم نزدیکتر می شویم نرخ مراجعه مشتریان بیشتر میشود و بعضا ساعت 15 که می شود و در حالیکه من و پدرم دوتایی از گرما و تشنگی پنچر شده ایم و در حال پایین کشیدن کرکره هستیم یک دوجین مشتری از عالم غیب نازل می شوند و با من و پدرم آن کاری را می کنند و مغول بر سر فرهنگ پارسی آورد!

از راه مغازه هم نیت کردم سری به تحریریه هفته نامه سلیم بزنم و خبری از ایشان بگیرم که گفتند کسی آنجا نیست، به جایش رفتم دفتر روزنامه همشهری که دیدم یک کلونی انسان آنجا نشسته اند و ظاهرا منتظر من بودند تا جلسه شان را شروع کنند، که کردند. من از همه جا بیخبر که قاعدتا نباید آن موقع آنجا می بودم،نشستم و به صحبتهای حضار گوش دادم. سیاوش کیانی پور که دبیر سرویس استانی همشهری بود آن لا به لا هر از گاهی صحبت می کرد و با آن کلام نمکین و شیرینش همه را به فیض رسانید، اصن یه وضی.

ساعت 17 گذشته بود که از همه عذر خواستم و آن جلسه کذایی را بدرود گفته تا به قرار ساعت 17 برسم، که رسیدم اما با 16 دقیقه تاخیر. بعد افطار با تعدادی از دوستان که یک فلاسک آبجوش و یک جعبه بامیه نیز همراهی مان میکرد به قلب جنگل رو به موت النگدره زدیم و جایتان خالی آنجا از هر دری سخنی گفتیم و به قول پدرم از ایران و توران شعر بافتیم.

به عنوان حسن ختام (البته آنچان حُسنی هم ندارد) و البته بسیار موجز خدمتتان عارض شوم که امروز در مسجد جامع برادری میکروفون را گرفته و با آب و تاب در و گوهر پرتاب میکرد و آنچنان بر گرده مجلس سوار شده بود که انگار مادر زاد ناطق و خطاب بوده. این عزیز دل میانه صحبتهایش چنان از زنان سر برهنه با لفظ لخت و عور یاد می کرد که آدم شرمش می شد. یکی نبود به این بنده خدا بگوید فرق روسری نداشتن تا برهنگی مثل فرق قطره و دریاست! برهنگی امریست مذموم میان نوع بشر و ارتباط دادن آن با کسی که روسری ندارد یا حجابش به قول این بنده خدا ناقص است اساساً مضحک است.

هشتمین روز ماه مبارک رمضان هم پر زد و رفت . . .

ارسال شده توسط امیررضا رضایان در ساعت ۱:۳۸ ‎ق.ظ | نظرات شما ()
مطالب اخیر انرژی هست، ولی کم است! انتخابات مجلس، . . باز دوباره وبلاگ . . باز دوباره وبلاگ . . نامه ای به شهردار و شورانشینان مصائب گرفتن یک وام چهار میلیونی! اینترنت؛ عصای دست یا بلای جان دکتر نقی مومنی به گرگان می آید واگذارتان کردیم به خدا! مراسم نکوداشت ایرج اعتصام و سیدابوالقاسم امیرلطیفی برگزار می‌شود
دوستان من گرگان نامه دوستداران محیط زیست استان گلستان انجمن وبلاگ نویسان گرگاندوست هفته نامه سلیم گاه نوشت های فروزان آصف گرگان ما موسسه خیریه محک نواندیشی حسین زمان نگاه نو سید محمد خاتمی گرگان رسانه نقطه سر خط من نیلوفرم فن آوری اطلاعات پیام نور گرگان امین مولودی خبرگزاری کار ایران عکاس گرگاندوست پیدا و پنهان تخریب زمین ابتکار سبز خانه روابط عمومی انجمن مهندسی نفت هدف آگاهی بخشیدن است دانلود هر چی زبان سبز بنیاد باران گلستان اسپورت گلستان نما وبلاگ ناهارخوران کمپین حمایتی از منطقه گردشگری هزارپیچ میثم پور اقدم شهر چنارها گرگان زمین روز شمار بالندگي سپهر ساموئل کابلی صدای سکوت(الهام) 90گرگان هورکانیه واتوره(شاعری از لرستان) سینا باقری گرگان امروز مهندسی نفت دشت سپید سفید مثل شب عکس و قلم حامد بارچیان مگم که بیایید کمی نفهمیم خاطرات من گلپر خانوم تاریکخانه انجمن خیریه بانوان گرگان شهر من . . .گرگان فیلم نوشته ها غزل پست مدرن دهکده تفریحی کوهمیان هیچ گرگان آنلاین WOLFS انجمن گرگانیها سیدباقر خرابه آقابزرگ(طنز) گرگان نیوز قهوه تلخ گرگان سلام سرگرمی، تفریحی، اطلاع رسانی فریاد بی صدا از دیار استراباد ست پنجم کانون ناشنوایان گلستان فیتزکارالدو آقای خاص من میتوانم مشاوره بند2 سبزه چنار تاکسی شهری پرانتزی هم برای من استارباد بهترین های گرگان کشکول رئیسی دیده بان محیط زیست ایران زندگی آبتنی در حوضچه اکنون است شهید علی اصغر درویشی بهترین های گرگان هیچگاه تنها نیستیم گرگان، چهار فصل، يك نگاه گنجینه من همیشه خبرنگار از کرانه های خلیج گرگان فرزند مونگشت نشین رحیم رسولی- طنز پرداز عبید شاکی خیلی دور خیلی نزدیک یک شهروند گالیکش، شهر زیبای طبیعت گالیکش شهر زیبای طبیعت دربنو پرتال زیگور طراح قالب