امیررضا رضایان
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ امیررضا رضایان
آرشیو وبلاگ
      هدف آگاهی بخشیدن است (غرغرهای سیاسی و اجتماعی به همراه متلک های متفرقه)
پنجشنبه ٥ امرداد ۱۳٩۱

امروز هم مانند روزهای قبل پر بود از روزمرگی ها، گرم بود و دم دار. امروز دو صحنه ناراحت کننده دیدم که تا همین الان که در حال نوشتن این سطور هستم درگیرم کرد.

"با زور، تنها فساد محجبه میشود!"

اول: مقابل سینمای خاک خورده 22بهمن از تاکسی پیاده شدم و خواستم وارد بانک ملت بشم. کنار دستگاه خودپرداز چند دختر ایستاده بودند و در حال گرفتن پول بودند، ناگهان مردی میانسال با اندکی ریش و تسبیح دانه ریزی که در دست راستش بود از کنار این دختران رد شد و با صدایی نسبتا بلند به نوع مانتو انها ایراد گرفت! هر قدر با خود گفتم از سر دلسوزی و امر به معروف بوده، ولی نتوانستم وجدانم را راضی کنم و لحن وقیحانه این مرد وهن آمیز تر از آن بود که نگاه خیری پشت آن باشد. حتی به فرض آنکه نیتش خیر بوده تذکری چنین عتاب آلود و با صدایی بلند که آن دختران را جلوی سایر افراد تحقیر کند چه اثر مثبتی می تواند داشته باشد؟ در دلم گفتم:" گند زدی به هر چی امر به معروف و مسلمانی!". مگر با زور و چماق می شود جامعه را اصلاح کرد؟ به فرض آنکه پوشش آن دختران نامناسب باشد این لحن غیض آلود دردی دوا نمی کند که هیچ اندک رشته ها را هم پنبه می کند. راستش در این مورد حرف زیاد دارم، چند وقتی است که دلم از کارهای گشت ارشاد خون است، برخوردهای تند که در شان هیچکس نیست. اینکه حجاب برای یک مسلمان ارزش است شکی نیست اما کسی که مسلمان نیست یا حداقل اعتقادی به حجاب ندارد را که نمی توان به زور محجبه کرد. آیا این استدلال درست است که برای آنکه مردان به گناه نیفتد زن باید حجابش را رعایت کند؟ اگر چنین است مسلمانانی که در غرب مسلمانی می کنند ایمانش درحال نابودیست و از آنجاییکه در مرکز فسق و فجورات هستند عصمتشان هر لحظه در معرض خطر است. پراکنده صحبت کردم که علتش از دل پردردم است اما به عنوان خاتمه، بحث را با جمله ای از یکی از هنرمندان خاتمه می دهم که در ارتباط با حجاب گفته بود:" با زور تنها فساد محجبه میشود!"

**دیالوگی از فیلم تکرارنشدنی مسیر سبز:  "انقدر خسته ام از اینکه آدما همدیگه رو اذیت میکنن، خسته از تمام درد هایی که تو دنیا حس میکنم و می شنوم، هر روز دردهام بیشتر میشه درد تو سرم مثل خرده های شیشه ست، تمام مدت.  می تونین بفهمین؟"

مورد دومی که بی ارتباط با مورد اول نیست این بود که ماه رمضان که شد همه ادارات و بانکها آب سرد کن های خود را خاموش کرده اند! حال اگر یک غیر مسلمان یا انسانی که به عذر شرعی معاف از روزه گرفتن  است و یا حی یک طفل شیرخواره در این فصل به غایت گرم نیاز به آب خنک داشته باشد چه باید بکند؟ چرا وقتی ما روزه میگیریم باید همه روزه بگیرند؟ به خدا مسلمانی این نیست، امروز دیدم که کودکی که مشخص بود تشنه اش است با شیر آب سرد کن ور میرود تا آب بخورد اما بی مروتها شیر آب و برق آب سردکن را توامان قطع کرده بودند که حتی امکان خوردن آب ولرم هم نباشد.

در بازار مشتریها و سایر مغازه داراها شدیدا از گرانی گلایه مندند، مرغ دوباره به 6850 رسیده و صف ها همچنان برای گرفتنش طویل هستند. مردم با وسواس مضاعفی خرید می کنند، وسواسی که مخلوط با خساست است و خساستی که از سر اسیتیصال دامنگیر عادات خرید مردم شده.

پیش بینی جاری شدن سیل شده بود که خدا رو شکر تا این لحظه جز گرما و رطوبت چیزی حس نمی شود. اولین شب مسابقات بسکتبال جام رمضان هم دیدنی بود. اما خبر اینکه این مسابقات هم قرار است به سرنوشت مسابقات گل کوچک "محله دربنو" دچار شود و از سال آینده دیگر برگزار نشود هم خبر تلخی بود که هر کس که شنید آهی از سر حسرت کشید!

چنین روز بود روز پنجم رمضان؛ "اللهم اِرحم عَبدِک الضَعیف"

ارسال شده توسط امیررضا رضایان در ساعت ۱:۳٠ ‎ق.ظ | نظرات شما ()
مطالب اخیر انرژی هست، ولی کم است! انتخابات مجلس، . . باز دوباره وبلاگ . . باز دوباره وبلاگ . . نامه ای به شهردار و شورانشینان مصائب گرفتن یک وام چهار میلیونی! اینترنت؛ عصای دست یا بلای جان دکتر نقی مومنی به گرگان می آید واگذارتان کردیم به خدا! مراسم نکوداشت ایرج اعتصام و سیدابوالقاسم امیرلطیفی برگزار می‌شود
دوستان من گرگان نامه دوستداران محیط زیست استان گلستان انجمن وبلاگ نویسان گرگاندوست هفته نامه سلیم گاه نوشت های فروزان آصف گرگان ما موسسه خیریه محک نواندیشی حسین زمان نگاه نو سید محمد خاتمی گرگان رسانه نقطه سر خط من نیلوفرم فن آوری اطلاعات پیام نور گرگان امین مولودی خبرگزاری کار ایران عکاس گرگاندوست پیدا و پنهان تخریب زمین ابتکار سبز خانه روابط عمومی انجمن مهندسی نفت هدف آگاهی بخشیدن است دانلود هر چی زبان سبز بنیاد باران گلستان اسپورت گلستان نما وبلاگ ناهارخوران کمپین حمایتی از منطقه گردشگری هزارپیچ میثم پور اقدم شهر چنارها گرگان زمین روز شمار بالندگي سپهر ساموئل کابلی صدای سکوت(الهام) 90گرگان هورکانیه واتوره(شاعری از لرستان) سینا باقری گرگان امروز مهندسی نفت دشت سپید سفید مثل شب عکس و قلم حامد بارچیان مگم که بیایید کمی نفهمیم خاطرات من گلپر خانوم تاریکخانه انجمن خیریه بانوان گرگان شهر من . . .گرگان فیلم نوشته ها غزل پست مدرن دهکده تفریحی کوهمیان هیچ گرگان آنلاین WOLFS انجمن گرگانیها سیدباقر خرابه آقابزرگ(طنز) گرگان نیوز قهوه تلخ گرگان سلام سرگرمی، تفریحی، اطلاع رسانی فریاد بی صدا از دیار استراباد ست پنجم کانون ناشنوایان گلستان فیتزکارالدو آقای خاص من میتوانم مشاوره بند2 سبزه چنار تاکسی شهری پرانتزی هم برای من استارباد بهترین های گرگان کشکول رئیسی دیده بان محیط زیست ایران زندگی آبتنی در حوضچه اکنون است شهید علی اصغر درویشی بهترین های گرگان هیچگاه تنها نیستیم گرگان، چهار فصل، يك نگاه گنجینه من همیشه خبرنگار از کرانه های خلیج گرگان فرزند مونگشت نشین رحیم رسولی- طنز پرداز عبید شاکی خیلی دور خیلی نزدیک یک شهروند گالیکش، شهر زیبای طبیعت گالیکش شهر زیبای طبیعت دربنو پرتال زیگور طراح قالب