امیررضا رضایان
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ امیررضا رضایان
آرشیو وبلاگ
      هدف آگاهی بخشیدن است (غرغرهای سیاسی و اجتماعی به همراه متلک های متفرقه)
سه‌شنبه ۳ امرداد ۱۳٩۱

الحق و الانصاف امروز از آن روزهای گرم بود، به طوری که ظهر که همراه یک دوجین بار و بنه به خانه رسیدم حسابی پنچر شده بودم و کم مانده ایمان لامصب ما به ضرب زمزمه های شیطان رجیم برباد رود و روزه خود را بشکنم. خدا را شکر خانه که رسیدم آتش وجودم فروکش کرد و با قیلوله ای مختصر حوالی ساعت 16 از خانه بیرون رفتم.

سوار تاکسی که شدم راننده بنده خدا که دلش از زمین و زمان پر بود، گیر داد به گرانی مرغ و سایر اقلام و گفت :" مردم اگر چند روز مرغ نخورند که نمی میرند، در عوض مرغ ها روی دستشان باد می کند و حساب کار دستشان می آید." بیچار دلش خیلی پر بود و دلش نمی آمد از حرفهایش بکاهد. چاره ای نبود و وسط حرفهایش پیاده شدم و تا به کارم برسم.

داشتم از میدان شهرداری وارد خیابان شاهرود(بهشتی فعلی) میشدم چشمش مثل هر روز به عمارت مجعول و نیمه کاره ای افتاد که پیشتر جایش هتل میامی بود و امروز برای ساختنش پله برقی پل عابر پیاده را هم برداشته اند(یعنی جماعت زیادی را از حق خود محرم کرده اند). درباره غیر اصولی بودن ساخت این ساختمان چند طبقه پیش از این کارشناسان و دلسوزان سخن زیاد گفته اند، اما آنچه این بار دل من و هر شهروندی را به درد می‌آورد این بود که به دلیل گودبرداری غیرصحیح، یک شیرینی فروشی که ابتدای خیابان شاهرود بود به طور فرو ریخته بود. البته این اتفاق مربوط به چند شب پیش بود که باران شدیدی باریده بود. چنین اتفاقاتی از این دست بار اول و دوم نبوده و مغازه های آن ردیف غالبا دلشان از دست سازندگان از خدا بی خبر این پروژه خون است؛ امان از دستشان!

ساعت از 19:30 گذشته بود که با تنی خسته و لبی تشنه به خانه رسیدم. مهمان ها که البته همه به قولی خودمانی بودند اندک اندک رسیده بودند و چند نفری هم هنوز نیامده بودند. سفره افطار را چیده بودند و همه با وضعی اسفناک که ناشی از 15 ساعت روزه داری بود دور سفره جلوس کرده بودند، محتویات سفره انصافا خوشمزه تر آنچه بود به چشم می آمد که در این جور لحظات است که شیطان رجیم نانش توی روغن است که بندگان سست عنصر خدا را از راه راست به در کرده و ایمانشان را لکه دار کند. خلاصه مکر و حیلت های شیطان در آن دمادم اذان بر هیچیک از حاضرین کارگر نیفتاد و پس از گوش جان سپردن به ربای تکرار نشدنی شجریان روزه خود را با صدای اذان موذن زاده اردبیلی گشودیم.

هرچه امروز به مادرم گفته بودم که از خر شیطان پیاده شود و برای شام برنج نپزد گوش نکرد، علیرغم چند مدل غذای سرد و گرم، برنج هم پخت که حسب تجربه سنوات گذشته چندین خروار غذا اضافه آمد که غالب آنها را به خیک مهمانها بستیم تا آنها را به خانه ببرند و در غالب سحری یا افطار نوش جان کنند. کلی هم ظرف نشسته مانده بود که مادرم با هزار جور قسم و آیه نگذاشته بود که مهمانها به آن دست بزنند و قاعدتا وقتی مهمان ها رقتند آن همه ظرف دست من (تبهر خارق العاده ای در شستن ظرف دارم) و آقام رو می بوسید، که بوسید! ظرفها را شستیم و با کمری چلاق از ایستادن مضاعف روی مبل دراز کشیدم و برای دقایقی اخبار ساعت یازده سیمای گلستان را نظاره کردم.

گزارش ویژه بخش خبری نشان دادن زندگی مردمی بود که در سیل اخیر خانه و زندگی شان نابود شده و خسته از وعده های سرخرمن مسئولین حق پایمال شده اشان را طلب می کردند. هر چند خود می دانستند که داد و بیدادشان فرو کردن میخ در سنگ است اما بندگان خدا از سر استیصال داد و فغان می کردند. نمی دانم سیل اخیر ربطی به قطع درختان دارد یا اینکه این دو واقعه به هم "کلا نامرتبط اند"!

امشب هم مسجد نرفتم که چرایش لا به لای سطور بالا مشهود است. راستش چند سوال دارم که حتما باید در مسجد آنها را بپرسم و اگر نپرسم می افتد برای سال که معلوم زنده هستم یا . . . !

شاید سوالم را فرداشب با شما در میان بگذارم، شاید!

پی نوشت: توصیه اکید دارم مصاحبه دکتر سبطی با روزنامه همشهری که پیرامون بستگبال گرگان است را بخوانید:

بسکتبال گرگان در حال در جا زدن است/ هوادران بسکتبال گرگان

ارسال شده توسط امیررضا رضایان در ساعت ۱٢:۳٧ ‎ق.ظ | نظرات شما ()
مطالب اخیر انرژی هست، ولی کم است! انتخابات مجلس، . . باز دوباره وبلاگ . . باز دوباره وبلاگ . . نامه ای به شهردار و شورانشینان مصائب گرفتن یک وام چهار میلیونی! اینترنت؛ عصای دست یا بلای جان دکتر نقی مومنی به گرگان می آید واگذارتان کردیم به خدا! مراسم نکوداشت ایرج اعتصام و سیدابوالقاسم امیرلطیفی برگزار می‌شود
دوستان من گرگان نامه دوستداران محیط زیست استان گلستان انجمن وبلاگ نویسان گرگاندوست هفته نامه سلیم گاه نوشت های فروزان آصف گرگان ما موسسه خیریه محک نواندیشی حسین زمان نگاه نو سید محمد خاتمی گرگان رسانه نقطه سر خط من نیلوفرم فن آوری اطلاعات پیام نور گرگان امین مولودی خبرگزاری کار ایران عکاس گرگاندوست پیدا و پنهان تخریب زمین ابتکار سبز خانه روابط عمومی انجمن مهندسی نفت هدف آگاهی بخشیدن است دانلود هر چی زبان سبز بنیاد باران گلستان اسپورت گلستان نما وبلاگ ناهارخوران کمپین حمایتی از منطقه گردشگری هزارپیچ میثم پور اقدم شهر چنارها گرگان زمین روز شمار بالندگي سپهر ساموئل کابلی صدای سکوت(الهام) 90گرگان هورکانیه واتوره(شاعری از لرستان) سینا باقری گرگان امروز مهندسی نفت دشت سپید سفید مثل شب عکس و قلم حامد بارچیان مگم که بیایید کمی نفهمیم خاطرات من گلپر خانوم تاریکخانه انجمن خیریه بانوان گرگان شهر من . . .گرگان فیلم نوشته ها غزل پست مدرن دهکده تفریحی کوهمیان هیچ گرگان آنلاین WOLFS انجمن گرگانیها سیدباقر خرابه آقابزرگ(طنز) گرگان نیوز قهوه تلخ گرگان سلام سرگرمی، تفریحی، اطلاع رسانی فریاد بی صدا از دیار استراباد ست پنجم کانون ناشنوایان گلستان فیتزکارالدو آقای خاص من میتوانم مشاوره بند2 سبزه چنار تاکسی شهری پرانتزی هم برای من استارباد بهترین های گرگان کشکول رئیسی دیده بان محیط زیست ایران زندگی آبتنی در حوضچه اکنون است شهید علی اصغر درویشی بهترین های گرگان هیچگاه تنها نیستیم گرگان، چهار فصل، يك نگاه گنجینه من همیشه خبرنگار از کرانه های خلیج گرگان فرزند مونگشت نشین رحیم رسولی- طنز پرداز عبید شاکی خیلی دور خیلی نزدیک یک شهروند گالیکش، شهر زیبای طبیعت گالیکش شهر زیبای طبیعت دربنو پرتال زیگور طراح قالب