امیررضا رضایان
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ امیررضا رضایان
آرشیو وبلاگ
      هدف آگاهی بخشیدن است (غرغرهای سیاسی و اجتماعی به همراه متلک های متفرقه)
یکشنبه ۱٤ خرداد ۱۳٩۱

در مملکتی که محیط زیست به چشم یک کالای لوکس نگاه می شود و فعالین این عرصه افرادی دل و شکم سیر تلقی می شوند که به دلیل رفاه کامل مادی که دارند دم از صیانت از محیط زیست می زنند، جنگل و درخت و دریاچه و تالاب با امضای یک مسئول به تاریخ می پیوندند.

امروز برای چندمین بار به محل ساخت پارک موزه جنگ رفتم، پروژه با سرعت بسیار زیادی در حال انجام است و پی ریزی انجام شده و عن قریب است که ستونهایی از بتون مسلح در قلب جنگل از زمین سر بر آورند. راستش اسم جنگل دیگر برازنده آن منطقه نیست و الحق که به لطف گرد و خاک و تجهیزات زرهی که در آنجا وجود دارد کاملا حس و حال جنگ بر جنگل حاکم است که ناخود آگاه بیتی از عارف قزوینی در ذهنم نقش بست که با اجازه این عزیز خفته در خاک با کمی تغییر ذکرش می کنم:

از اشک همه خاک زمین زیر و زبر کن/ مشتی گرت از خاک وطن هست به سر کن

مردی کن و اندیشه ایام بتر کن/ اندر جلوی تیر تبر سینه سپر کن!


اما واقعا گناه جنگل چیست که اسیر خود خواهی شده؟ واقعاً صرف زنده نگه داشتن یاد شهداست که اینچنین برای نابودی جنگل کمر همت بسته اید؟

دیگر دلم برای جنگل نمی سوزد، باید برای شهدا دل سوزاند که امروز به اسم آنها قطعه ای از بهشت خدا را نابود می کنند. نشود روزی که این ناشکری ها دامنگیرتان شود.

به خدا بعید می دانم که آنچه شما می سازید یادی از شهدا باقی بگذارد، آنچه شما می سازید تصویری از نابودی مخلوقات ناب خداست، و به جای آنکه یادی از رشادت شهدا به جا بگذارد، یاد جفای روا شده به جنگل و طیعت است که در ذهن هر بیننده ای نقش خواهد بست. تصویری که با خواست شهدا از زمین تا آسمان تفاوت دارد.

آیا در فرانسه که یادمانی از سرباز گمنام ساختند، جنگل را برای ان مکان انتخاب کرده اند؟ پر رفت و آمدترین نقطه شهر شده مکانی برای یادمان این سرباز، که امروزه پیر و جوان، مسلمان و مسیحی و یهودی و هرکس با هر فرهنگ و ملیتی در مقابل این سرباز ناشناس سری به نشانه تعظیم خم می کند و برایش آرزوی آمرزش می کند.

برادرانه میگویم، راهی که میروید اشتباه است و از همین الان می شود سرزنش هایی که نسل بعد می کند را شنید، حتی همین روزها مردمی که از آن اطراف رد می شوند، با دلخوری به ان حجم خالی نگاه می کنند. باور کنید اینچنین کاری که شما با شهدا می کنید خواسته دشمن است، دشمن شادمان نکنید.

ارسال شده توسط امیررضا رضایان در ساعت ۱:٠۱ ‎ق.ظ | نظرات شما ()
مطالب اخیر انرژی هست، ولی کم است! انتخابات مجلس، . . باز دوباره وبلاگ . . باز دوباره وبلاگ . . نامه ای به شهردار و شورانشینان مصائب گرفتن یک وام چهار میلیونی! اینترنت؛ عصای دست یا بلای جان دکتر نقی مومنی به گرگان می آید واگذارتان کردیم به خدا! مراسم نکوداشت ایرج اعتصام و سیدابوالقاسم امیرلطیفی برگزار می‌شود
دوستان من گرگان نامه دوستداران محیط زیست استان گلستان انجمن وبلاگ نویسان گرگاندوست هفته نامه سلیم گاه نوشت های فروزان آصف گرگان ما موسسه خیریه محک نواندیشی حسین زمان نگاه نو سید محمد خاتمی گرگان رسانه نقطه سر خط من نیلوفرم فن آوری اطلاعات پیام نور گرگان امین مولودی خبرگزاری کار ایران عکاس گرگاندوست پیدا و پنهان تخریب زمین ابتکار سبز خانه روابط عمومی انجمن مهندسی نفت هدف آگاهی بخشیدن است دانلود هر چی زبان سبز بنیاد باران گلستان اسپورت گلستان نما وبلاگ ناهارخوران کمپین حمایتی از منطقه گردشگری هزارپیچ میثم پور اقدم شهر چنارها گرگان زمین روز شمار بالندگي سپهر ساموئل کابلی صدای سکوت(الهام) 90گرگان هورکانیه واتوره(شاعری از لرستان) سینا باقری گرگان امروز مهندسی نفت دشت سپید سفید مثل شب عکس و قلم حامد بارچیان مگم که بیایید کمی نفهمیم خاطرات من گلپر خانوم تاریکخانه انجمن خیریه بانوان گرگان شهر من . . .گرگان فیلم نوشته ها غزل پست مدرن دهکده تفریحی کوهمیان هیچ گرگان آنلاین WOLFS انجمن گرگانیها سیدباقر خرابه آقابزرگ(طنز) گرگان نیوز قهوه تلخ گرگان سلام سرگرمی، تفریحی، اطلاع رسانی فریاد بی صدا از دیار استراباد ست پنجم کانون ناشنوایان گلستان فیتزکارالدو آقای خاص من میتوانم مشاوره بند2 سبزه چنار تاکسی شهری پرانتزی هم برای من استارباد بهترین های گرگان کشکول رئیسی دیده بان محیط زیست ایران زندگی آبتنی در حوضچه اکنون است شهید علی اصغر درویشی بهترین های گرگان هیچگاه تنها نیستیم گرگان، چهار فصل، يك نگاه گنجینه من همیشه خبرنگار از کرانه های خلیج گرگان فرزند مونگشت نشین رحیم رسولی- طنز پرداز عبید شاکی خیلی دور خیلی نزدیک یک شهروند گالیکش، شهر زیبای طبیعت گالیکش شهر زیبای طبیعت دربنو پرتال زیگور طراح قالب