امیررضا رضایان
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ امیررضا رضایان
آرشیو وبلاگ
      هدف آگاهی بخشیدن است (غرغرهای سیاسی و اجتماعی به همراه متلک های متفرقه)
دوشنبه ٢٩ اسفند ۱۳٩٠

در این روزها که زمستان تمام تلاشش را می کند که جبهه سرما را در این غمسرا مستقر کند، روزنه های امید اندک اندک خبر از بهاری سبز و دلنشین می دهند. زمستان که به سر می آید نوبت بهار است بهاری که پر است از بوی فامیل، بوی دید و بازدید، دیدن اقوام زنده و بوی تربت اقوام خفته در خاک.

آن سالها که عید و سال تحویل را در خانه مادربزرگ بودیم، می دیدم ساعتی مانده به تحویل سال پدربزرگم از خانه بیرون میرفت. معمولا امامزاده عبدالله یا امامزاده چهارشنبه ای می رفت و تا قبل سال تحویل هم نمی آمد. همیشه دقایقی از تحویل سال می گذشت که میدیدم پدربزرگم با یک شاخه گل و یک تکه نان روغنی تبرک شده به خانه بر می گشت. گل را به مادربزگ میداد و عید را نوبتی به همه تبریک می گفت. وقتی تکرار مسلسل وار و هرساله این عمل را دیدم پی بردم که پدربزرگ عقیده راسخی دارد که این عمل را انجام دهد. حتی این سالها هم که پا درد همدم روز و شبش است سنتش را جاری می سازد و در جواب چرا گفتن هر ساله ما می گوید "شگون" دارد.

عید که می شد دید و بازدید ها هم آغاز می شد. هر چه ما کوچکتر ها از زیر این سنت حسنه طفره میرفتیم و دیدن فیلم های تکراری رسانه ملی را به دید و بازدید عید ترجیح می دادیم، پدر و مادرم قرص و محکم تا فامیل های درجه سه و چهار و بلکه پایین تر را سر می زدند و به قول خود صله رحم به جا می آوردند؛ همیشه هم می گفتند: "سالی یک مرتبه است!". اما از وقتی چند سالی جبر جغرافیای میان من و گرگان فاصله انداخت نمی دانم چه واکنشی میان قلب و مغزم انجام شد که خودم به یکی از مقید ترین افراد در به جا اوردن دید و بازدید عید شدم. شیرینی که در این دیدارها وجود دارد انصافا تا یکسال زیر دندان آدم می ماند.

همه اش این نیست، اصلا آن چند وقت زندگی دور از گرگان، مرا به اجرای سنن و رسوم مقید تر کرد. در این چند ساله که به مدد مدرنیزم بساط پخت نان خرمایی و زنجبیلی و حلوا اماچ برچیده شده،  کل فامیل را بسیج کردم تا جملگی گرد هم آییم و این سنت حسنه را به جا آوریم و خود را محتاج شیرینها و نان های بی روح صنعتی نکینیم. تا حدی هم موفق شدم و قصد دارم سال بعد مراسم سمنو پزان هم راه بیندازم چرا که اگر دیر بجنبیم سمنوپزان هم مانند خیلی از رسوم دیرینه ها مشمول فراموشی می شود.

خیلی دوست داشتم امسال چهارشنبه سوری را مشابه به آنچه که باید باشد برگزار کنیم، خسته شدم از شنیدن صدای ترقه های چینی که شنیدنش بند دل آدم را پاره می کند و بی اختیار الفاظ رکیک را پشت زبان قطار می کند که اگر دیر بجنبی یکی دوتا از آن فحش های آبدار از گوشه لپ آدم بیرون میریزد و کارخرابی بار می آید. امسال با خود گفتم هر قدر این چین کمونیست بلا سر ما اورده بس است وخواستم یک تنه جلوی استثمارش را حداقل در زمینه تهاجم فرهنگی به مقوله چارشنبه سوری بگیرم. اما گاو نر می خواست و مرد کهن! علی ای حال قویا اعلام کنم که سال آینده چنان چهارشنبه سوری راه بیندازم که صدایش تا دم در ساختمان حزب کمونیست چین هم برسد تا چشمان تنگشان از تعجب مانند دهانشان گشاد شود.

برای شنیدن پادکست این مطلب یک حالی به دکمه مثلثی شکل پایین صفحه بدهید:

در ضمن صدای بلنگوهایتان را حتما به عرش اعلا برسانیددر غیر ایصورت احتمالا صدایی نخواهید شنید:

نوروز بر همگی خوش

ارسال شده توسط امیررضا رضایان در ساعت ٤:٥٧ ‎ب.ظ | نظرات شما ()
مطالب اخیر انرژی هست، ولی کم است! انتخابات مجلس، . . باز دوباره وبلاگ . . باز دوباره وبلاگ . . نامه ای به شهردار و شورانشینان مصائب گرفتن یک وام چهار میلیونی! اینترنت؛ عصای دست یا بلای جان دکتر نقی مومنی به گرگان می آید واگذارتان کردیم به خدا! مراسم نکوداشت ایرج اعتصام و سیدابوالقاسم امیرلطیفی برگزار می‌شود
دوستان من گرگان نامه دوستداران محیط زیست استان گلستان انجمن وبلاگ نویسان گرگاندوست هفته نامه سلیم گاه نوشت های فروزان آصف گرگان ما موسسه خیریه محک نواندیشی حسین زمان نگاه نو سید محمد خاتمی گرگان رسانه نقطه سر خط من نیلوفرم فن آوری اطلاعات پیام نور گرگان امین مولودی خبرگزاری کار ایران عکاس گرگاندوست پیدا و پنهان تخریب زمین ابتکار سبز خانه روابط عمومی انجمن مهندسی نفت هدف آگاهی بخشیدن است دانلود هر چی زبان سبز بنیاد باران گلستان اسپورت گلستان نما وبلاگ ناهارخوران کمپین حمایتی از منطقه گردشگری هزارپیچ میثم پور اقدم شهر چنارها گرگان زمین روز شمار بالندگي سپهر ساموئل کابلی صدای سکوت(الهام) 90گرگان هورکانیه واتوره(شاعری از لرستان) سینا باقری گرگان امروز مهندسی نفت دشت سپید سفید مثل شب عکس و قلم حامد بارچیان مگم که بیایید کمی نفهمیم خاطرات من گلپر خانوم تاریکخانه انجمن خیریه بانوان گرگان شهر من . . .گرگان فیلم نوشته ها غزل پست مدرن دهکده تفریحی کوهمیان هیچ گرگان آنلاین WOLFS انجمن گرگانیها سیدباقر خرابه آقابزرگ(طنز) گرگان نیوز قهوه تلخ گرگان سلام سرگرمی، تفریحی، اطلاع رسانی فریاد بی صدا از دیار استراباد ست پنجم کانون ناشنوایان گلستان فیتزکارالدو آقای خاص من میتوانم مشاوره بند2 سبزه چنار تاکسی شهری پرانتزی هم برای من استارباد بهترین های گرگان کشکول رئیسی دیده بان محیط زیست ایران زندگی آبتنی در حوضچه اکنون است شهید علی اصغر درویشی بهترین های گرگان هیچگاه تنها نیستیم گرگان، چهار فصل، يك نگاه گنجینه من همیشه خبرنگار از کرانه های خلیج گرگان فرزند مونگشت نشین رحیم رسولی- طنز پرداز عبید شاکی خیلی دور خیلی نزدیک یک شهروند گالیکش، شهر زیبای طبیعت گالیکش شهر زیبای طبیعت دربنو پرتال زیگور طراح قالب