امیررضا رضایان
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ امیررضا رضایان
آرشیو وبلاگ
      هدف آگاهی بخشیدن است (غرغرهای سیاسی و اجتماعی به همراه متلک های متفرقه)
دوشنبه ۱٩ دی ۱۳٩٠

جنگل ابر، دومین ذخیره گاه غنی درختان سرخه دار و یکی از بکرترین مناطق جنگلی ایران، امروز میزبان جاده ای است که اگر چه از کنار ان میگذرد اما قلب آن را نشانه گرفته است.

از زمان مرحوم بازرگان تا ریاست معصومه ابتکار هیچ منطقی حاضر نشد طبیعت زیبای الهی را برای واژه ای به نام توسعه تخریب کند. روزگار گذشت تا نوبت به سفرهای استانی رسید، بدون مطالعه و ارزیابی طرحی ساخت جاده ابر تصویب شد. چند سالی گذشت، وزیر راه مخالفت کرد، روسای محیط زیست و منابع طبیعی هم این تصمیم را معقول ندانستند، حتی زمین شناسان خاک منطقه را مناسب جاده سازی نداشتند اما یکدفعه جاده ابر شد جز مطالبات دیرینه مردم منطقه. عده ای را پلاکارد به دست به خیابان ها فرستادند و فشار آوردند تا به بالانشینان ثابت کنند این جاده خواست مردم علی آباد است.

جاده ابر ششمین جاده مواصلاتی بین سمنان و گلستان است. پنج مسیر دیگر هر قدر که صعب العبور و طولانی باشند می ارزد سرمایه های طبیعی را که در حقیقت شیشه عمر حیات زمین هستند را ویران کنیم؟

تب ساخت جاده آنقدر بالا گرفت که شد شعار انتخاباتی برای رسیدن به مجلس، از نا آگاهی مردم بهره گرفتند تا حقانیت این جاده ضاله را اثبات کنند. برایشان مسجل بود که راه مجلس از روی ویرانه های جنگل ابر می گذرد. همه اش اما این نبود، توسعه عناصر گردشگری جاده فوق که احتمالا رونق اقتصادی را اول را برای جیب گشاد عده ای و در آخر برای ساکنان منطقه به همراه می آورد، آنقدر وسوسه انگیز بود که نشود به راحتی از کنار ان گذشت. آنقدر فشار آوردند، ستاد تشکیل دادند و تجمع کردند و بر خواسته ناحقشان را اصرار ورزیدند که جملگی مسئولین و کارشناسان کشور علیرغم علم به فاجعه آمیز بودن طرح، آن را با اکراه پذیرفتند. در آخر عنان امور به دست استاندار گلستان افتاد، می توانست با اشارتی مانع احداث شود اما او کاری را کرد که باید و غیر از این هم انتظاری نمی رفت.

حال جاده ابر مانده و کلنگی که همین روزها به زمین می خورد، بودجه ای که به پای ساخت این جاده ریخته می شود، تا جنگل ابر بشود چیزی شبیه کوچه. کودکان و بزرگانِ بچه سال در آن آتش بیفروزند غافل از آنکه این جاده چنان آتشی به جانشان خواهد انداخت که در تاریخ بنویسند و ماجرا آن شود که طبیعت دوباره و چند باره به بشر نادان ثابت میکند، تعرض به آن تا ابد محکوم است.

ارسال شده توسط امیررضا رضایان در ساعت ۸:٢۳ ‎ب.ظ | نظرات شما ()
مطالب اخیر انرژی هست، ولی کم است! انتخابات مجلس، . . باز دوباره وبلاگ . . باز دوباره وبلاگ . . نامه ای به شهردار و شورانشینان مصائب گرفتن یک وام چهار میلیونی! اینترنت؛ عصای دست یا بلای جان دکتر نقی مومنی به گرگان می آید واگذارتان کردیم به خدا! مراسم نکوداشت ایرج اعتصام و سیدابوالقاسم امیرلطیفی برگزار می‌شود
دوستان من گرگان نامه دوستداران محیط زیست استان گلستان انجمن وبلاگ نویسان گرگاندوست هفته نامه سلیم گاه نوشت های فروزان آصف گرگان ما موسسه خیریه محک نواندیشی حسین زمان نگاه نو سید محمد خاتمی گرگان رسانه نقطه سر خط من نیلوفرم فن آوری اطلاعات پیام نور گرگان امین مولودی خبرگزاری کار ایران عکاس گرگاندوست پیدا و پنهان تخریب زمین ابتکار سبز خانه روابط عمومی انجمن مهندسی نفت هدف آگاهی بخشیدن است دانلود هر چی زبان سبز بنیاد باران گلستان اسپورت گلستان نما وبلاگ ناهارخوران کمپین حمایتی از منطقه گردشگری هزارپیچ میثم پور اقدم شهر چنارها گرگان زمین روز شمار بالندگي سپهر ساموئل کابلی صدای سکوت(الهام) 90گرگان هورکانیه واتوره(شاعری از لرستان) سینا باقری گرگان امروز مهندسی نفت دشت سپید سفید مثل شب عکس و قلم حامد بارچیان مگم که بیایید کمی نفهمیم خاطرات من گلپر خانوم تاریکخانه انجمن خیریه بانوان گرگان شهر من . . .گرگان فیلم نوشته ها غزل پست مدرن دهکده تفریحی کوهمیان هیچ گرگان آنلاین WOLFS انجمن گرگانیها سیدباقر خرابه آقابزرگ(طنز) گرگان نیوز قهوه تلخ گرگان سلام سرگرمی، تفریحی، اطلاع رسانی فریاد بی صدا از دیار استراباد ست پنجم کانون ناشنوایان گلستان فیتزکارالدو آقای خاص من میتوانم مشاوره بند2 سبزه چنار تاکسی شهری پرانتزی هم برای من استارباد بهترین های گرگان کشکول رئیسی دیده بان محیط زیست ایران زندگی آبتنی در حوضچه اکنون است شهید علی اصغر درویشی بهترین های گرگان هیچگاه تنها نیستیم گرگان، چهار فصل، يك نگاه گنجینه من همیشه خبرنگار از کرانه های خلیج گرگان فرزند مونگشت نشین رحیم رسولی- طنز پرداز عبید شاکی خیلی دور خیلی نزدیک یک شهروند گالیکش، شهر زیبای طبیعت گالیکش شهر زیبای طبیعت دربنو پرتال زیگور طراح قالب